نظرسنجی

شما از چه طریق با این سایت آشنا شدید؟






پر بيننده ترين مطالب

الكامپ پانزدهم، نمایشگاهی نه درخور شأن صنف IT



تعداد بازدیدکنندگان 2871 بازدید نسخه چاپی

آخرین نمایشگاهی كه به نام الكامپ 88 در تهران بزرگ برگزار شد، نمایشگاهی نبود كه در شأن صنف فهیم و با اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات كشور باشد و بتواند گوشه‌ای از آنچه در فاوای ایرانی را داریم به نمایش بگذارد. بررسی دلایل عدم موفقیت و نقاط ضعف این نمایشگاه دقیقاً همان چیزی است كه باید با تأكید و حساسیت زیادی مورد توجه، بررسی و كنكاش همه كارشناسان و مشاوران وزارت بازرگانی و حتی ریاست جمهوری قرار گرفته و برای تصمیم‌گیری متولیان اصلی در سطحی بالاتر از سطح مدیران شركت سهامی نمایشگاه‌های كشور به منظور جبران اشتباهات و چاره‌اندیشی واقعی، ملاك عمل قرار گیرد. اصولاً ایرادات و اشكالات زیادی متوجه نحوه مدیریت و برپایی نمایشگاه‌های تخصصی، من­جمله نمایشگاه الكامپ است كه بخشی از آن تاكنون در رسانه‌های كشور منعكس شده است و آنچه در ادامه می‌آید بخش‌های دیگری است كه به نظر می‌آید باید مورد توجه بیشتر قرار گیرد.


توسعه هوشمندانه بازار، هدف گمشده الكامپ!
امروزه در سراسر دنیا توسعه بازار و تحریك هوشمندانه تقاضا، مهم‌ترین هدفی است كه باید نمایشگاهی مانند الكامپ به آن پرداخته و برایش برنامه‌ریزی كند. برپایی یك نمایشگاه خوب، ظرافت‌ها، هوشمندی و كیاست ویژه‌ای را می‌طلبد كه باید برایش وقت كافی گذاشت، دل سوزاند و برنامه‌ریزی كرد تا بعد از آن شاهد پویایی، تحرك و رونق بازار چه در بخش تقاضا و چه در بخش عرضه بود. در اكثر نمایشگاه‌های معتبر دنیا، دست‌اندركاران هر صنفی از ماه‌ها قبل برای موضوع نمایشگاه خود فكر می‌كنند و دقیقاً می‌دانند كه از نمایشگاهشان چه انتظاراتی دارند. آنها می‌دانند كه اگر قرار باشد در جامعه‌شان جریانی تخصصی و تجاری را ایجاد كنند و بخش خاصی از یك صنعت را توسعه بیشتری دهند و یا حتی آینده‌نگری كنند، باید از طریق نمایشگاه‌ها به اهداف خود برسند.

اهدافی از قبیل توجه به محتوای اطلاعاتی و سیستم‌های نرم‌افزاری دولت الكترونیكی یا سخت‌افزارها و مراكز داده آن؛ اهمیت دادن به بازدید‌كنندگان جوان با هدف آموزش‌های الكترونیكی و توسعه آن، سلامت رایانه‌ای، بازی‌های رایانه‌ای، محتوای دیجیتالی و مواردی از این قبیل یا نه اینكه جوانان را تنها در مقابل تلویزیون‌های بزرگ دیجیتالی و باندهای صوتی گوش‌خراش دید. توجیه مخاطب در این خصوص كه توسعه این صنعت منوط به رعایت قانون كپی‌رایت است نه اینكه غرفه‌های كوچك و بزرگی را به سی­دی فروشان كپی‌كار اختصاص داد. اینكه چند پروژه بزرگ اجرا شده در كشور را به سمع و عرض مردم رساند یا اینكه با غرفه‌های بزرگ و رنگارنگ تلاش كرد چشم مردم را نوازش داد؟ و ده‌ها مورد مشابه دیگر همگی از جمله كارهایی هستند كه جای خالیشان در الكامپ پانزدهم به چشم می‌خورد.

با آنچه گفته شد و حتماً مدیران شركت سهامی نمایشگاه‌ها در سفرهای متعدد خارجی‌شان دیده‌اند، باید ارزیابی كرد آن چیزی كه تحت عنوان الكامپ پانزدهم به مردم عرضه شد بر مبنای چنین روالی بود و یا بیشتر به یك انجام تكلیف چندماهه می­مانست؟ آیا این رویداد با این نحوه برپایی، پتانسیل آن را دارد كه شركت‌های انفورماتیكی برای آمدنش لحظه­شماری كنند و به عنوان یك نقطه عطف در تقویم سالانه كسب و كارشان درج كنند یا اینكه مجبورند از سر تكلیف و برای خالی نبودن عریضه در آن شركت كنند؟

 
آیا در حالی كه بخش اعظم بازار فناوری اطلاعات ما در اختیار دولت است، برنامه‌ریزی مناسب و یا حداقلی برای مشاركت جدی و هدفمند سازمان‌های دولتی و متخصصان آنها چه در قالب غرفه‌گذار و چه در قالب بازدیدكننده صورت گرفته است؟ آیا وقتی حتی در انتخاب تاریخ برپایی نمایشگاه در ایام تعطیلات عید قربان و آغاز هم­زمان الكامپ با اختتام تلكام دچار سردرگمی هستیم، می‌توان انتظار داشت كه حداقل‌های این هدف تحقق یافته باشد؟ آیا این نمایشگاه بسان یك بازار مكاره عرضه همه‌گونه محصول و خدمت در كنار هم و بدون چیدمانی مبتنی بر كار مهندسی و كارشناسی بوده است یا یك رویداد علمی و اثرگذار؟


واگذاری كار به بخش خصوصی، حرف یا واقعیت؟
علی‌الظاهر واگذاری كار مردم به خود مردم، یك حرف نیست كه یك باور است. یك وظیفه و یك قانون است كه در كلام عالی‌رتبه‌ترین مقامات این مملكت هم بارها تكرار شده است. نهادهای صنفی هم به عنوان مصداق این رویكرد مردمی بهترین فرصت برای عملی كردن خواست واقعی متولیان دولتی هستند. این هم یك تجربه اثبات شده در تمام دنیا و خود ایران است كه آنجا كه كار تخصصی به خود سازمان‌های صنفی‌واگذار شده است، هم با دقت اجرا شده و هم با كمترین مشكلات و با سلامت مالی خوبی به انجام رسیده است.

تكرار تجربه تلخ و بی‌توجیه عدم واگذاری مدیریت نمایشگاه الكامپ به سازمان نظام صنفی رایانه‌ای كشور نیز یكی دیگر از دلایل ضعف و حتی شكست الكامپ پانزدهم بود. سازمان نظام صنفی رایانه‌ای كشور امسال هم با فراموش كردن آنچه در سال‌های قبل اتفاق افتاده و حقی كه ضایع شده بود، این فرصت را برای مدیران شركت سهامی نمایشگاه‌ها فراهم كرد تا بخشی از اشتباهات خود را جبران كنند و بیش از این بر طبل لجاجت خود نكوبند. چیزی كه متأسفانه باز هم تحقق نیافت.


نمایشگاهی كه حتی یك سایت درست و حسابی هم ندارد!
این انتظار كه نمایشگاهی مانند الكامپ كه از صدر تا ذیل آن باید رنگ و بوی IT دهد و  تا جایی كه می‌تواند به ابزارهای اطلاع‌رسانی و خدمت‌دهی الكترونیكی و مدیریت هوشمندانه مجهز شود، حداقل انتظاری است كه هم اهالی این صنف دارند و هم اینكه می‌تواند الگو و ملاك خوبی برای سایر حوزه‌های كشور باشد. كارهای پرهزینه‌ای هم نیست؛ تنها مدیریت آگاه و دلسوز و دانا می‌‌خواهد.

ثبت‌نام الكترونیكی، اطلاع‌رسانی لحظه به لحظه در درون و بیرون نمایشگاه، نقشه‌های كاملاً دیجیتال و دقیق، راهنماهای الكترونیكی و ده‌ها خدمت متنوع دیگر تنها بخشی از اقداماتی است كه كمبودش را در همه الكامپ‌ها شاهد بودیم. تأسف‌بارتر از همه هم سایت اینترنتی این نمایشگاه است كه بعید است كسی جرأت معرفی‌اش را به دیگران داشته باشد. به راستی وقتی تابلوی یك نمایشگاه این است، درونش چه خواهد بود؟


بازیگرانی كه فقط بازدیدكننده بودند!
اینكه دست‌اندركاران صنفی صنعت فناوری اطلاعات كشور و مدیران سازمان‌ها و انجمن‌های مرتبط به IT، فقط بازدیدكننده نمایشگاه الكامپ باشند، نه شایسته است و نه صحیح. اینكه از مشاركت سازمان بزرگی مانند سازمان نظام صنفی رایانه‌ای كشور با بیش از 4000 عضو هیچ بهره‌‌ای برده نشده است، نه ارزشمند است و نه منطبق بر اهداف عالیه كشور در خصوصی­سازی و مشاركت‌های مدنی. اینكه الكامپ یكی از دو نمایشگاهی است كه دولتی‌ها خودشان برایش تصمیم می‌گیرند و اجرایش می‌كنند، نه مایه افتخار است و نه موجب كسب آبرو. و البته فراموش شدن الكامپ از امسال تا سال بعد هم چیزی جز بر تأسفمان نخواهد افزود.


ماجرای ارزی و ریالی: پرحاشیه، حرف و حدیث‌دار و غیر شفاف
یكی از مهم‌ترین معضلاتی كه همیشه موجب نگرانی شركت‌كنندگان در نمایشگاه‌های الكامپ بوده است و بسان استخوان لای زخمی باقی‌مانده است، ماجرای پرحاشیه و حرف و حدیث‌دار محاسبه غیر شفاف نرخ ارزی و ریالی غرفه‌های نمایشگاه است. چیزی كه هیچ‌گاه دلیل قانع‌كننده‌ای برای آن داده نشده است و معلوم نیست چرا باید این روال نادرست را ادامه داد. در حالی كه بخش اعظمی از محصولات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری مورد استفاده ما در كشور خارجی هستند، مبنا قراردادن آن برای دریافت اجاره فضا به صورت ارزی، غیر كارشناسی و اساساً اشتباه است.

آیا تفاوت قایل شدن پنج برابری نرخ ارزی در مقابل ریالی به منظور حمایت از تولیدات داخلی است یا موجب متواری شدن شركت‌های خارجی از مشاركت در این نمایشگاه خواهد شد و البته نمایندگان آنها هم برای دور زدن این قانون اشتباه به دنبال یافتن راه‌های غیر صادقانه دیگری می­افتند؟ آیا در حالی كه با مشكلات تحریم اقتصادی مواجه هستیم و تبلیغات رسانه‌های خارجی وجهه كشور ما را چیزی غیر از آنكه هستیم، نشان می‌دهند نباید به دنبال اتخاذ راهكارهایی برای جذب حداكثری خارجی‌ها حتی با تخفیف‌های ویژه به این نمایشگاه باشیم؟


و سؤال دیگر آن كه گرفتن رقم 400 دلار در نمایشگاه الكامپ در ازای كدام خدمات ویژه و كدام مدیریت و كدام برنامه‌ریزی است؟ تاریخی كه چند ماه قبل مشخص می‌شود و زمانی كه یك هفته قبل افزایش می‌یابد و یا اطلاع‌رسانی و تبلیغات ضعیفی كه فقط از روی انجام تكلیف صورت می‌پذیرد؟


شركت‌های بزرگ، غایبان بزرگ!
وجود شركت‌های بزرگ صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات در هر نمایشگاه می‌تواند به اعتبار داخلی و حتی بین‌‌المللی آن نمایشگاه كمك كند. به همین ترتیب عدم حضور بازیگران معتبر هم می‌تواند به عنوان علامت سؤال مهم در برابر گردانندگان آن به شمار آید. با این حال با نگاهی گذرا به نام غایبان بزرگ الكامپ پانزدهم می‌تواند ملاك خوبی برای میزان موفقیت یا عدم موفقیت آن باشد. سنجش آن هم كار سختی نیست. رجوع به لیست شركت‌های رتبه‌بندی شده شورای عالی انفورماتیك و مقایسه آن با لیست شركت‌های حاضر در الكامپ چاره كار است.


میزان الحراره‌ای به نام رسانه‌های تخصصی
نگاه و نظر رسانه‌های تخصصی به عنوان نهادهایی كه در طول سال با فراز و فرود و مشكلات حوزه‌ فناوری اطلاعات به خوبی آشنا هستند، می‌تواند سنگ محك مناسبی برای سنجش كیفیت و كمیت نمایشگاه باشد. با این وصف نگاهی گذرا به گزارش‌های بسیار منتقدانه قبل و بعد رسانه‌های تخصصی از الكامپ پانزدهم به خوبی نشان می‌دهد كه مدیران این نمایشگاه نتوانسته‌اند از قابلیت‌های فوق‌العاده زیاد این صنعت بهره ببرند و گامی حتی كوچك در توسعه بازار بردارند. شاید بد نباشد كه گزارشی از بریده جراید این رسانه‌ها جمع­آوری شده و در اختیار وزیر بازرگانی و سایر مدیران دلسوز قرار گیرد تا ارزیابی مختصری از آنچه كه دلشان را به عنوان نمایشگاه فناوری اطلاعات و ارتباطات كشور خوش كرده‌اند، داشته باشند.

تیترهایی مانند: آیا الكامپ این بود؟ نمایش مدیریت دولتی در الكامپ پانزدهم، نمایشگاه الكامپ در غیاب بزرگان، الكامپ نفرین شده، نمایش تضاد در الكامپ، تنها در الكامپ، یك الكامپ و این همه حرف و حدیث، پاییز الكامپ ایرانی، دستاوردهای الكامپ چه بود؟،  آقای وزیر الكامپ را دریابید، تاریخ الكامپ كارشناسی نشده است، نمایشگاهی برای معرفی محصولات و ده‌ها تیتر مشابه دیگر در این سال‌های اخیر بیان‌گر میزان موفقیت! چیزی به نام الكامپ بوده است.


آیا الكامپ پانزدهم، شعاری هم داشت؟
داشتن یك شعار برای هر الكامپ نشان از فكر و جهت‌گیری‌های آینده آن نمایشگاه دارد و اینكه برنامه‌ریزانش چه خواب‌هایی دیده‌اند كه امید دارند با برپایی آن تعبیرش كنند. زندگی دیجیتال، دولت الكترونیكی، شهروند الكترونیكی، رفاه و عدالت اجتماعی در سایه خدمات برابر، اصلاح الگوی مصرف و یا هر چیزی كه فاوا می‌تواند در آن اثر گذار و یا تأثیرپذیر باشد. این شعار از یك شعور نشأت می‌گیرد و در بسیاری از نمایشگاه‌های خارجی و حتی در همین جیتكس دوبی كه عرب‌ها می‌گردانندش نیز وجود دارد. این هم آرزویی است از ده‌ها آرزوی بی‌سرانجام.


و در پایان، چند سؤال كوتاه دیگر؟
این الكامپ سؤال‌های فراوان دیگری هم داشت. سؤالاتی مانند اینكه:
1. چند مقام دولتی عالی‌رتبه، چند وزیر و چند نماینده مجلس از این نمایشگاه خبر داشتند كه حتی بخواهند به بازدید آن بیایند؟
2. آیا هیچ ارزیابی دقیق و حتی كلی از میزان كمی و كیفی بازدید‌كنندگان و هدف و میزان رضایت آنها انجام شد؟
3. دلیل برگزاری افتتاحیه‌ای عادی و اختتامیه‌ای كه اصلاً برگزار نشد چه بود؟
4. آیا هیچ فوروم و نشست خاصی در ایام الكامپ برگزار شد؟
5. آیا تاریخ و تعداد روزهای نمایشگاه بعدی الكامپ مشخص است؟
6. آیا می‌توان الكامپ ایرانی را با جیتكس اماراتی‌ها و سبیت آلمان‌ها و سبیت ترك‌ها مقایسه كرد؟
7. آیا غیر از پرونده مالی الكامپ پانزدهم كه تا چند روز دیگر باز است، هیچ پرونده‌ای برای الكامپ بعدی تا قبل از دو ماه مانده به نمایشگاه بعدی گشوده شده است؟
8. چه میزان از انتظارات مالی و مادی شركت‌های حاضر در الكامپ پانزدهم تأمین شد تا ناراحت هزینه‌‌های زیاد حضورشان نباشند و به آینده‌ای روشن چشم بدوزند؟
9. آیا هیچ ارزیابی از مخاطبین و بازدیدكنندگان نمایشگاه و سطح رضایت‌مندیشان انجام شده است تا بر آن اساس برای سال‌های بعد برنامه‌ریزی صورت گیرد؟


ختم كلام!
آنچه در نمایشگاه الكامپ پانزدهم اجرا شد در حقیقت گوشه‌ای از مدیریت دولتی و بی‌انعطاف شركت نمایشگاه‌ها بود كه به خوبی نشان داد باید هرچه سریع‌تر نسبت به خصوصی­سازی و واگذاری كلیت این مجموعه به بخش خصوصی اقدام گردد و برای اداره  مجموعه‌ای كه می‌تواند در توسعه اقتصادی كشور مؤثر باشد فكری عاجل نمود. شاید در حال حاضر این تنهاترین و سریع‌ترین راهی باشد كه برای نجات الكامپ باید انجام داد.

* عضو هیئت مدیره سازمان نظام صنفی رایانه‌ای استان تهران