نظرسنجی

شما از چه طریق با این سایت آشنا شدید؟






پر بيننده ترين مطالب

همه زنان IT

خودباوری زنان در ایران

مصاحبه با بیتا طهماسبی مدیرعامل شركت خدمات آواژنگ



تعداد بازدیدکنندگان 3559 بازدید نسخه چاپی

همانگونه كه در دو شماره قبلی اشاره شد، ماهنامه دنیای كامپیوتر و ارتباطات با شروع طرح معرفی زنان موفق در حوزه ICT، به سراغ زنانی می‌رود كه با حضور در سمت مدیریت یك شركت، توانسته‌اند توانایی‌های خود را باور كنند و با این توانایی‌ها مجموعه خود را نیز به پیش برند. چهره زن مدیر و موفق این شماره، علاوه بر توانایی‌های شخصی و مدیریت شركت زیر نظر خود، این بار توانسته در یك انتخابات صنفی، بالاتر از مردان بسیاری قرار گیرد و به عنوان یكی از نمایندگان صنف IT به عنوان یكی از اعضای هیات‌مدیره سازمان نظام صنفی رایانه‌ای انتخاب شود. بیتا طهماسبی، مدیرعامل شركت آواژنگ سیستم، لیسانس كامپیوتر نرم‌افزار، عضو فعال انجمن بین‌المللی مدیران ایرانی، عضو خانه مدیران سازمان مدیریت صنعتی میهمان این شماره ماهنامه دنیای كامپیوتر و ارتباطات بودند.



چه اتفاقی افتاد كه به این خودباوری رسیدید كه می‌توانید مجموعه‌ای همچون آواژنگ سیستم را مدیریت كنید؟
● من 11 سال كار نرم‌افزاری می‌كردم و 6 سال مدیر پروژه‌های برنامه‌نویسی در سطح‌های بالا بودم. در سابقه كاری من مدیریت تولید پروژه ERP وزارت امور خارجه كنسرسیوم كفا، مشاور در حوزه ICT روزنامه رسمی كشور، تحلیلگر و طراح سیستم مدیریت پرونده‌های قضایی قوه قضائیه به چشم می‌خورد و عملاً من روزهای بازنشستگی‌ام را در آواژنگ می‌گذرانم.


اما فعالیت آواژنگ كه یك شركت سخت‌افزاری آیا با مدیریت پروژه‌های نرم‌افزاری قابل مقایسه است؟
● به این نكته مهم باید اشاره كنم كه صنعت نرم‌افزار اصلا راحت نیست، برنامه‌نویسی اصلا راحت نیست. اگر ما فكر بكنیم چون نرم‌افزار راحت است پس زن می‌تواند در آن موفق شود اصلا توانایی زن را زیر سئوال بردید. صنعت نرم‌افزار جزء پیچیده‌ترین و سخت‌ترین كارهایی است كه انجام می‌شود. تنها مشكل بزرگ این صنعت ارزش قائل نشدن برای فكر و كار فكری در این نوع تفكر ما است.


چه كردید كه زن و مدیر موفقی شدید؟
● من برای این سئوال شما یك جواب بیشتر ندارم، من به یك خودباوری رسیدم و مدیر موفقی شدم. من خوشبختانه بعد از دانشگاه در فضایی قرار گرفتم كه یك الگوی مدیر زن خیلی خوب داشتم. در زمانی كه در شركت بوتان مشغول به فعالیت بودم با مدیر خانم موفقی آشنا شدم كه بسیار انرژیك، بسیار توانا، بسیار قوی بودند و ایشان من را به این خودباوری رساندند كه یك زن هم می‌تواند مدیر بسیار موفقی باشد.


خانم طهماسبی چه روندی را طی كرد تا توانست به این خودباوری برسد؟
● روزهای بسیار سخت را گذراندم، سخت كار كردم، تلاش كردم، از فرصت‌ها استفاده كردم، تا توانستم امروز مدیریت مجموعه‌ای همچون آواژنگ سیستم را بر عهده بگیرم. قطعا برای موفقیت حتما یك مسیری طی شده و گام‌هایی اصولی و درست برداشته شده، اما من به چیزی اعتقاد دارم كه در زبان عامیانه شانس و در زبان مدیریتی و علمی به آن فرصت گفته می‌شود. افراد موفق فرصت‌ها را به موقع می‌شناسند و از آنها استفاده می‌كنند. البته ذكر این نكته هم مهم است كه شما برای رسیدن به اهدافتان باید از بخشی از روند زندگی عادی خود بزنید. هیچ‌كس نمی‌تواند هم در خانه بنشیند، هم كارش را انجام بدهد، هم به بچه‌ها برسد، هم به شوهرش برسد، هم به كار خانه برسد، هم به تفریحات شخصی خودش و ... . باور كنید چه در این مجموعه و چه در مجموعه‌های قبلی كه مدیریتی بر عهده من بوده، بارها ساعت‌های پس از اتمام كار مجبور بودم در محل كار خود حاضر باشم و دیر وقت به خانه رسیده‌ام.


چرا مدیریت را انتخاب كردید؟
● بر اساس اصول روان‌شناسی تعدادی از افراد مدیرند. این گروه از افراد كه در جامعه تعدادشان هم زیاد نیست، حاضرند سختی‌های زیادتری متحمل شوند، مسئولیت بپذیرند و ... . به خیلی از دوستان من كه توانایی فنی بالایی هم داشتند، فرصت‌های شغلی خوبی پیشنهاد شد ولی آنان قبول نكردند. چرا كه آنها به مدیریت، چه در حد كلان و چه در حد میانی علاقه‌ای نداشتند.


اما مدیریت برای خانم‌ها سخت‌تر است؟
● مدیریت خانم و آقا ندارد، مدیریت اصول و روش‌هایی دارد كه یك مدیر باید اجرا نماید. درست است كه روش‌های مدیران برای اداره مكانی كه مدیریت می‌كنند فرق می‌كند ولی باید قبول كنیم كه مدیران موفق زیاد خانمی داریم. اما معرفی نمی‌شوند. در همین ایران خودمان بسیاری از شركت‌های مطرح صنعتی توسط زنان موفق مدیریت می‌شد و می‌شود. برای نمونه می‌توان به شركت بوتان، شركت گرجی، شركت اتمسفر و ده‌ها شركت دیگر اشاره كرد. اما تفكر حاكم بر فرهنگ ما این است كه خانم‌ها در جامعه و محل كار افراد موفقی نیستند.


این مشكل از جامعه است و یا فرد؟
● هر دو مقصرند. بارها و در پروژه‌های نرم‌افزاری شاهد بودم كه یك خانم لیسانس نرم‌افزار از دانشگاه بسیار خوبی مثل دانشگاه شریف و یك آقا با كاردانی از یكی از دانشگاه‌های غیرانتفاعی و درجه چندم همكار بوده‌اند. در اكثر این موارد با آنكه سواد، دانش، سابقه تحصیلی این خانم از آن آقا بیشتر بوده، اما خانم اعتماد به نفس بالایی ندارد و بارها در مراحل اجرای كار از آقایی كه در سطحی به مراتب پایین‌تر از آن خانم است عقب مانده است. تازه این خانم با این باور رسیده كه می‌تواند به فعالیت اجتماعی بپردازد، در بسیاری از خانواده‌های ما بخصوص در شهرستان‌ها دختر را در خانه حبس می‌كنند. اما جامعه هم مدیریت خانم‌ها را باور نمی‌كند. برای مثال در كلاس‌ها و سمینارهای مدیران موفق یك بار نامی از مدیران خانم موفق نمی‌برند. فكر می‌كنم در فرهنگ ما ایرانیان برای زنان الگو نداریم. وقتی در كلاس مدیریت می‌روید الگویی كه برای مدیران موفق مثال می‌زنند همه مرد هستند. در جاهایی هم كه این نام‌ها برده می‌شود مسئله دید فمینیستی پیدا می‌كند كه آن هم مناسب نیست. زنان باید به این خودباوری برسند كه از نظر هوش و فكر اقتصادی كمی از آقایان ندارند.


در IT هم اینگونه است؟
● فرقی نمی‌كند. خودتان بروید و بگردید ببینید آیا ما در IT مدیران زن نداریم؟ فقط باید روی این قضیه فكر كنیم چرا در انتخابات هیئت‌مدیره دوره اول یك خانم هم به چشم نمی‌خورد و چرا در هیئت مدیره دوم 2 تا خانم پا را جلو گذاشتند و در انتخابات شركت كردند؟ فكر می‌كنید خانم مدیر نداریم، ما خانم‌های مدیری داریم كه خیلی از من و خانم طباطبایی كه ایشان هم از دوستان من هستند بزرگترند چرا آنها نیامدند؟ من فكر می‌كنم خانم‌های بزرگی داریم كه صاحب شركت هم هستند ولی هنوز خودشان را باور ندارند كه می‌توانند در انتخابات صنف كاندید شود. شما خانم‌ها شیرین عبادی، سیمین دانشور، گیتی پورفاضل و خیلی‌های دیگر را ببینید، اینها به خودباوری رسیده‌اند. من وقتی حرف‌های ایشان را گوش می‌كنم، افتخار می‌كنم.


با این وضعیت فرهنگی، آیا پذیرش یك مدیر زن از جانب مردان به خصوص در یك صنف مشكل نیست؟
● در نظام صنفی در كمیسیون سخت‌افزار، نرم‌افزار و فرهنگی بودم. در كمیسیون سخت‌افزار و نرم‌افزار تنها خانم و یا business woman من بودم. علی‌الخصوص بین سخت‌افزاری‌ها بزرگ‌ترین مشكلی كه داریم این است كه همیشه در مجامع فقط از كلمه آقایون استفاده می‌شود، ما هم عادت كرده‌ایم. پذیرش مدیر زن در جامعه خیلی سخت است. من همیشه مثالی می‌زنم و آن اینكه متاسفانه در جامعه ما برای یك پست، یك مرد و یك زن رقابت كنند، اگر هر دو تمام شایستگی‌ها و توانایی‌های لازم را داشته باشند و شرایط‌شان مساوی باشد، اگر مرد 10 ژول انرژی صرف می‌كند، یك زن باید 100 ژول انرژی مصرف كند. بنده در همین قضیه هیئت‌مدیره نظام صنفی به اندازه تمام تعداد مردهایی كه در جمع بودند، انرژی صرف كردم. فرق ما این است كه در مورد خانم‌ها به صورت پیش فرض در جلسات حاضر می‌شوند ولی در مورد مردها چنین نیست.


در آواژنگ هم بحث مدیر خانم یا آقا مطرح می‌شود یا خیر؟ اینجا هم مجبورید انرژی بیشتری بگذارید؟
● در گروه آواژنگ خوشبختانه اصلا نگاه اختلاف جنسیتی وجود ندارد. بنده حتی در شرایطی طرح‌های بسیار جسورانه برای هیئت‌مدیره برده‌ام و بدون چون و چرا طرح قبول شده است. در آواژنگ و به خصوص در رده مدیران، مسئولیت و اتكا به نفسی كه به مدیران داده می‌شود بسیار قابل ستایش است ولی به این مورد هم توجه كنید كه این فرصت‌ها در اختیار هر مدیری هم قرار نمی‌گیرد و فرد باید توانایی‌های خود را به اثبات برساند.


در مجموعه خودتان چقدر از مدیران خانم استفاده می‌كنید؟ فرصت‌هایی كه در اختیار خود شما قرار گرفت را در اختیار آنان قرار می‌دهید؟
● بیست درصد مدیران مجموعه ما خانم هستند. البته باید اذعان كنم كه فقط در سازمانم شایسته سالاری داشته‌ام و برای من خانم و یا آقا بودن همكارانم مهم نیست. اما این فرصت را در برابر خانم‌ها هم قرار داده‌ایم. در واحد تعمیر تقریبا 48 درصد پرسنل خانم هستند. این طور نیست كه اگر زنی همپای مرد و به خوبی یك مرد كار كرد به آن حقوق بیشتر و یا پاداش دهیم.


خانم طهماسبی به عنوان آخرین سئوال آینده خود را چگونه می‌بیند؟
● من دوست دارم یك برند بین‌المللی داشته باشم. ما در ایران به طور كلی یك برند بین‌المللی خیلی خوب نداریم. در IT هم می‌شود جهانی كار كرد. دوست دارم یك شركت بین‌المللی داشته باشم، خیلی دوست دارم روی نام اعتبار ایران كار كنم ولی از طریق دستاوردهای اقتصادی.


‌آیا در آواژنگ این برندینگ كه مدنظر دارید شروع كرده‌اید؟
● بله، البته این برندسازی كه گفتم، آواژنگی نبود، آینده شخصی با نام طهماسبی بود، اما جالب است بدانید كه این امر را در آواژنگ هم دنبال می‌كنم. شما الآن می‌بینید كه نام آواژنگ با نام گیگابایت گره خورده است و در عین حال به صورت آرام آرام شركت برندهای دیگری را همچون اكستروم (axtrom) به بازار معرفی كرده و به دنبال گسترش سهم آن از بازار است.


آواژنگ در بازار ایران چه سیاستی دارد؟ احساس می‌شود این شركت بیشتر انرژی خود را گذاشته تا در بازار به عنوان گارانتی برتر شناخته شود؟
● هر شركتی اركان خودش را  دارد، مثلا یك شركت ركنش برندش است، شركت دیگری كالای خوبش ركنش است. در آواژنگ ما به همه جوانب كار اهمیت می‌دهیم. برند ما گیگابایت و اكستروم است. كالای خوبی مثل لاجیتك داریم كه مشتریان خاصی در بازار دارد. از سویی فراگیر بودن كانال توزیع یكی از اركان ماست، ضمن اینكه گارانتی هم یكی از مهم‌ترین اركان شركت آواژنگ است. در آواژنگ اعتقاد ما این است كه بحث خدمات و گارانتی محور توسعه پایدار یك شركت است. در دنیا كلای سرمایه‌ای روی خدمات استوار است. مادربورد را شما هر 6 ماه یك بار عوض نمی‌كنید، به خاطر همین گارانتی آن از اهمیت بسزایی برخوردار است. البته این موضوع در مورد بیشتر قطعات كارتی مثل كارت گرافیك و یا كارت صدا به خصوص در اشل حرفه‌ای استوار است. در ایران سابقا به خدمات و گارانتی به عنوان چیزی لوكس نگاه می‌شد، در صورتی كه در كشورهای جهان اول به خصوص در مورد كالاهای سرمایه‌ای و با دوام به عنوان یك ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. كم‌كم در صنایع به خصوص كالاهای بادوام به عنوان بایدهای یك تجارت است.


آیا قبول دارید كه آواژنگ قصد دارد محصولات خودش را با اتكای به خدمات مناسبش در بازار بفروشد و به این خدمات هم بهای زیادی می‌دهد.
● ما معتقدیم برندینگ باید بر روی یك كالا و یا خدمات پایدار انجام پذیرد و خدمات آواژنگ چنین ویژگی را دارد. به همین دلیل هم تلاش زیادی بر روی توسعه بخش خدمات انجام می‌دهیم و نتیجه تلاش‌های ما هم انتخاب خدمات آواژنگ به عنوان بهترین شركت خدمات پس از فروش محصولات گیگابایت در دنیا بوده است كه چندی پیش نصیب این شركت گردید.
با تشكر از وقتی كه در اختیار ماهنامه قرار دادید.