نظرسنجی

شما از چه طریق با این سایت آشنا شدید؟






پر بيننده ترين مطالب

بررسی كلی علت اعمال رفتار قهرآمیز با محتوا در قاطبه وب‌سایت‌های رسمی



تعداد بازدیدکنندگان 2633 بازدید نسخه چاپی

جواد زارعی - موضوع وب‌سایت‌ها از دهه هشتاد شمسی بدین‌سو مورد توجه جدی‌تری قرار گرفته و فعالیت‌های بیشتری را به خود مشغول داشته است. دیگر همگان عادت كرده‌اند یا پذیرفته‌اند كه در ابتدای امر، تكنولوژی و ابزارهای مربوط بدان وارد كشور می‌شوند و پس از آن اگر جهت باد موافق بود و كارها به‌سامان و حال و حوصله و مجالی بود، مخلفات دیگر آن اجازه ورود خواهند گرفت، شاید هم نگریند كه در هر صورت چیزی را از دست نخواهیم داد. ماجرای قیر و قیف و باقی ‌قضایا را كه به خاطر دارید؟


موضوع انتشار تولید و انتشار محتوا در وب‌سایت‌های ایرانی فارسی‌زبان از همان ابتدا گرفتار همین موضوع یا معضل بوده است و به ‌همین منوال ادامه دارد، به ‌گونه‌ای كه می‌توان از آن به ‌عنوان یكی از شاخص‌های پایداری استفاده كرد. در نوشتاری دیگر به بخشی دیگر از مشكلات موجود در این فضا اشاره‌ای مختصر و مفید داشتیم و در این سیاهه قصد داریم تا بر روی مشكلات مربوط به محتوا از مرحله طرح ایده تا نقطه انتشار تمركز داشته باشیم.


اول؛ نگارش و غلط‌های مصطلح
به ‌نظر شما چند درصد از محتوای فارسی‌زبان قابل استفاده در محیط مجازی منطبق بر استاندادرهای نگارشی تهیه و منتشر شده‌اند؟
به ‌نظر شما اگر فونت Tahoma معرفی نشده بود، چند درصد از چشمان مخاطبان وب‌سایت‌ها دچار آستیگماتیسم حاد می‌شد؟
از این‌دست پرسش‌ها یا به قول امروزی‌ها پرسمان‌ها بسیار می‌توان طرح كرد كه پاسخ اغلب آنها منفی است. به‌ بیان دیگر پاسخ‌های منفی مؤید این نكته است كه فضای وب فارسی‌زبانان مدیریت نشده است. به ‌همین سادگی!


این پرسمان یا همان پرسش خودمان را می‌توان در حوزه‌های زبانی دیگر هم مطرح كرد و تصور نمی‌كنم پاسخی متفاوتی ارایه شود، به ‌غیر از پایگاه‌های محتوای و خدمات‌رسانی كه تصور نمی‌كنم چیزی را بدون قاعده و قانون منتشر كنند. به ‌عنوان ساده‌ترین مثال می‌توان تعداد غلط‌های املایی موجود در متن‌های اغلب وب‌سایت‌ها رسمی و به ‌خصوص دولتی‌ها را مورد بررسی قرار داد و حتم دارم حاصل كار قابل توجه خواهد بود. نیم‌فاصله؛ بدیهی‌ترین مثالی است كه می‌توان مطرح كرد؛ یا استفاده فراوان از فعل «می‌باشد» كه بارها به ‌عنوان استفاده غلط از افعال تذكر داده شده است. یافتن مصادیق این موضوع بسی سهل است!


دوم؛ ساختار و جامعیت
به ‌نظر شما اگر نرم‌افزارهای متن‌باز مدیریت محتوا (CMS) به ‌صورت ساختاری (پیش‌فرض) از دسته‌بندی محتوا (Categories) پشتیبانی نمی‌كردند، چه نوع خاكی باید بر سر می‌ریختیم؟
به ‌نظر شما اگر نبودند همین دو- سه موتور جست‌وجوی فارسی كه خداوند متعال خیرشان دهاد! تا چه زمانی باید در انتظار روبوت‌های قدر قدرت جست‌وجوگرها (مانند گوگل) می‌ماندیم و از چه لطایف‌الحیلی بهره می‌جستیم تا در صدر بنشینیم؟


به ‌نظر شما سهولت در یافتن مقبره چنگیزخان بیشتر است یا دریافت اطلاعات معمولی و نه چندان تخصصی از وب‌سایت‌های به ‌ظاهر تخصصی داخلی كه میلیون‌ها تومان هزینه صرف طراحی، پیاده‌سازی، راه‌اندازی و پشتیبانی آنها شده است؟
به‌ نظر شما وب‌سایت‌های رسمی فعال در نظام جمهوری اسلامی به جامعیت محتوا اهمیت می‌دهند؟ به مانعیت چطور؟ به ‌بیان دیگر محتوای موجود در پایگاه‌های تخصصی آنگونه كه فكر می‌كنید نیازها را پاسخگو هستند، بدان حد كه مراجعه به پایگاه‌های دیگر لازم نباشد؟


ارایه پاسخ بدین پرسمان‌ها (همان پرسش سابق) ما را بدین‌سو رهنمون خواهد كرد كه بسیاری از وب‌سایت‌ها به دسته‌بندی مردانه و زنانه و بچگانه قناعت كرده‌اند و كمتر وب‌سایتی یافت می‌شود كه به شبكه محتوایی توجه نشان داده باشد.
دقت داشته باشید كه نمی‌گویم هیچ پایگاه محتوایی با ساختار محتوایی اصولی وجود ندارد، بلكه تاكید دارم كه قاطبه وب‌سایت‌ها رسمی كشور فاقد ساختار محتوایی منسجم و قابل دفاع هستند! پس بی‌دلیل نیست كه یافتن یا پیگیری اطلاعات در بسیاری از وب‌سایت‌ها ایرانی فارسی‌زبان سخت است و مخاطب حق ندیدن دارد و اگر شكایت نمی‌كند یا تصور نمی‌كند كه از لحاظ حقوقی موضوع قابل طرحی باشد، یا این امر را مسخره فرض می‌كند، یا بدین روال عادت كرده و آن را پذیرفته است.


شاید بد نباشد حجم و كیفیت محتوای بسیار مهم مربوط به «امام علی (ع)» را در بخش انگلیسی‌زبان دانش‌نامه رایگان ویكی‌پدیا (en.wikipedia.org/wiki/Ali) یا وب‌سایت مرجع (reference.com/browse/ali) با وب‌سایت‌های مذهبی فعال فارسی‌زبان كه هزینه صرف تولید محتوا می‌كنند مقایسه كنید. خواهش می‌كنم حین مقایسه به جامعیت محتوا، مراجع مورد استفاده در متن و شبكه ارتباطی بین محتوا (لینك‌های متنی) دقت كنید تا تفاوت را به‌ خوبی لمس كرده باشید. جالب است اگر بدانید در وب‌سایت تبیان (Tebyan.com) كه بودجه آن توسط سازمان تبلیغات اسلامی تأمین می‌شود یافتن زندگی‌نامه جناب «علی پروین» سهل‌تر از زندگی‌نامه «حضرت امیرالمؤمنین (ع)» است. اگر شك دارید بدون فوت وقت امتحان كنید!


سوم؛ ربط بیل به محتوا
 به ‌نظر شما به روزرسانی محتوایی برخی وب‌سایت‌ها شباهتی به خالی كردن بار از كامیون‌ها ندارد؟ نظرتان درباره استفاده از بیل چیست؟
به ‌نظر شما استفاده از الك در افزایش لطایف و ارتقا محتوا تاثیرگذار نیست؟ ریز یا درشت؟
باور كنید قصد جسارت نداشته و ندارم، اما اگر غوری مختصر در محتوا وب‌سایت‌ها داشته باشید به ‌همان نتیجه‌ای می‌رسید كه ما رسیده‌ایم. اغلب وب‌سایت‌ها گرفتار مشكلات مشابهی هستند. اول اینكه؛ ساختار محتوایی صحیحی ندارند، یعنی جنس محتوا را نمی‌شناسند و نمی‌دانند كدام محتوا را باید در كدام بخش وب‌سایت قرار دهند. دوم اینكه؛ به شیوه صحیح انتشار محتوا اهمیت نمی‌دهند، به ‌بیان دیگر نمی‌دانند یا نمی‌توانند یا بدتر از همه نمی‌خواهند بدانند كه صفحات موضوعی شامل چه بخش‌هایی است و از چه نوع محتوایی باید استفاده شود.

عدم تناسب در ارایه محتوا و به‌ هم ریختگی ظاهری از معایب بدیهی اغلب وب‌سایت‌ها قلمداد می‌شود! سوم اینكه؛ ارتباط منطقی بین انواع محتوا را رعایت نمی‌كنند. به‌ عنوان مثال هر بخش محتوایی سابقه‌ای دارد (دسترسی به آرشیو) مطالبی هم‌سو در كنار خود دارد (لیست مطالب مرتبط)، پوشش موضوعی دارد (اطلاع‌رسانی، مقاله، گالری‌ها، اظهارنظر، خط سیر زمانی و ...)، پوشش معنایی دارد (متادیتا) و موارد دیگری كه چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرید. چهارم اینكه؛ از انواع مدیا شامل متن، تصویر، صدا و فیلم به ‌صورت مناسب و متناسب با وضعیت اینترنتی كنونی استفاده نمی‌شود. درباره متن در بخش اول صحبت شد، اما فرآوری تصاویر، فایل‌های صوتی و فیلم‌ها باید با دقت بیشتری انجام شود!
همچنین استفاده مناسب از قابلیت‌های هر یك از انواع مدیا می‌تواند كمك بزرگی در جهت ارتقا كیفی محتوا باشد.


چهارم؛ ایراد بس!
واقعیت امر این است كه در این نوشتار فقط خواستم طرح موضوع كنم و مثال‌هایی بیاورم از زشتی‌ها قابل مشاهده در این وادی و اگر عمری باقی بود به صورت جدی خواهم پرداخت به طرح شیوه‌هایی كه برای برون‌رفت از این ناهمگونی كارساز خواهند بود. از این‌رو ایرادات عام خود را به ‌كناری می‌نهیم در فرصت‌های مغتنم پیش رو فنی‌تر به ماجرا نگاه خواهیم كرد.
همین ملاحظاتی كه در بالا بدان‌ها اشاره شد، اگر توجهی هر چند كوچك را برانگیزاند حتم دارم تاثیر آن را به‌سرعت شاهد خواهیم بود. باور كنید!


صرفا جهت اطلاع عرض می‌كنم كه وب‌سایت‌ها باید چارچوبی محتوایی برای خود تعریف كند كه بخش اصلی آن شامل چشم‌انداز، اهداف كلان و سیاست‌ها است و به قولی متولیان امر تكلیف خود را با مفاهیمی كه در اهداف بدان‌ها اشاره می‌كنند مشخص ‌كنند. به یاری این بخش مشخص می‌شود كه مفاهیم (Concepts) مورد نظر چگونه باید در قالب محتوا (Content) ریخته شده و در كدامین دسته قرار بگیرند. ساختار فنی موردنیاز براساس ساختار مفهومی‌محتوایی طراحی شده و وب‌سایت برپا می‌شود!


مهم‌ترین مرحله كه آن قدر بزرگ است كه در ایرادها مطرح نكردم موضوع مخاطبان است كه اغلب دیده نمی‌شوند. راستش تعبیر ساده راقم این سطور این است اغلب وب‌سایت‌داران محتوا را در مقابل دروازه پایگاه خود قرار می‌دهند و فرار می‌كنند تا شاید مخاطبی آن را به چنگ آورد.
این‌كه مخاطب در كجای ساختار فنی یا محتوایی وب‌سایت‌ها قرار دارد نیازمند بحث مفصلی است كه در این مجال فرصت آن را نداریم. به ‌خاطرم خواهم ماند كه درباره آن گپ‌و‌گفتی با هم داشته باشیم!Å