نظرسنجی

شما از چه طریق با این سایت آشنا شدید؟






پر بيننده ترين مطالب

فقدان نظام‌نامه‌های مبتنی بر واقعیت برای زیست‌بوم مجازی ایران



تعداد بازدیدکنندگان 2751 بازدید نسخه چاپی

تا یك دو ماه پیش سه چهار سالی بود كه وقت قدر نادانسته خود را صرف تولید وب‌سایت و محتوا و ارایه انواع خدمات تحت وب می‌كردم و در این ایام مبارك شاهد اتفاق‌های جالبی بودم كه نگرش راقم این سطور را نسبت به موضوع وب و درك فضای مجازی درگرگون ساخت.


شك ندارم كه اگر در زمینه تولید محتوا، آمادگی دیجیتالی، سواد دیجیتالی، آموزش الكترونیك و یا هر چیز دیجیتالی دیگر به نتیجه مطلوب كه هیچ؛ به نتیجه حداقلی هم نمی‌رسیم مشكل نه در ابزارآلات مدرن و دانش فنی كه در توان قوه فاهمه و محدوده درك «ما» نهفته است. این «مایی» كه می‌گویم،‌ دیگ هم‌جوشی است كه در آن وزیر و وكیل و مدیر و روزنامه‌نگار و دانشگاهی‌جماعت و راننده اتوبوس بین‌شهری و كاسب‌های شهری به سهولت جای می‌گیرند، چرا كه وظیفه فناوری اطلاعات و ارتباطات جز این نیست كه بستر و ابزاری مهیا كند عادلانه،‌ عاقلانه و آگاهانه بین آدم‌ها، خدمات و اطلاعات!

یك پله پایین‌تر!
موضوع وب و وب‌سایت‌ها چند سالی است كه مدیران،‌ وكلا، رؤسا و متولیان بسیاری از سازمان‌ها، نهادها، شوراها، مؤسسه‌ها و شركت‌ها اعم از دولتی،‌ غیردولتی، انتفاعی،‌ غیرانتفاعی،‌ محلی،‌ استانی، ‌كشوری و حتی بین‌المللی را جوگیر كرده است و ایشان را وارد مسابقه‌ای كرده است كه نه خط آغازینی برای آن كشیده شده است و نه پایانی برای آن می‌توان متصور شد.

مهم، فقط آغازیدن و دویدن در این ماراتن بی‌پایان است و به ‌قولی صرف فعل خواستن كه شك ندارم تا چندی دیگر از شدت و حدت آن كاسته خواهد شد و با موضوعی دیگر جوی تازه بر پا خواهد شد دیدنی!
به‌قولی؛ این‌كه می‌بینی از نتایج سحر است، باش تا صبح دولتش بدمد و مثل روز روشن است كه اگر اوضاع نابسامان به ‌همین منوال روز بگذراند،‌ هیچگاه به سرانجام نخواهد رسید!


قدری بیشتر
حق بدهید اگر طعنه و شكایت و گله‌گذاری به درازا كشید كه همه از سر درد است. این‌ كه چرا وضعیت وب و اوضاع خدمات تحت وب و سر و شكل وب‌سایت‌ها این‌چنین است مرا بر آن داشت تا غوری كنم در این وادی تا بدانم كه این معضلات از كدامین سرچشمه جوشیدن می‌گیرند!
تجربه چندساله در حوزه‌ هنری و پیاده‌سازی چهل- پنجاه وب‌سایت ستادی و استانی و ارایه طرح‌های مختلف در این نهاد، مرا در طی این طریق یاری كرد.


اول؛ اهتمام در درك واقعیت‌های مجازی
اینكه دنیای مجازی؛ واقعی است یا مجازی بحث و گفت‌وگوی بسیاری نیاز دارد و شك ندارم كه آخر كار سر  از سرزمین فلسفه بیرون خواهد آمد و اصلا و ابدا نمی‌خواهم بحث بدین وادی كشانده شود. فرض راقم این سطور بر واقعی بودن این دنیای مجازی است، اما تا زمانی كه این موضوع به ‌صورت یك واقعیت علمی،‌ شكل عملی به ‌خود نگیرند، نمی‌توان درباره چرایی بی‌اهمیتی دنیای مجازی به ‌خصوص در فرهنگ مدیریتی كشور سخن گفت.


موضوع پذیرش و جدیت در استفاده از امكانات دنیای مجازی برای مدیران درجه اول و دوم تبدیل به یك اصل غیرقابل انكار نشده است. از دید بزرگان؛ نهایت استفاده از دنیای مجازی به انتشار چند مقاله، اخبار و امكان پرداخت پول و دریافت خدماتی است كه اگر هم نشد،‌ خب نشده است؛ چرا كه به ‌زعم بسیاری از ایشان اصل بر واقعیت است و دنیای مجازی كه واقعی نیست!


اصل حرف این است كه تا زمانی كه تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران سطح بالای نظام به مقوله دنیای مجازی به‌ عنوان ابزار لوكس غیرقابل كنترل،‌ محصول تفكر غرب، اداهای روشنفكرانه، سوسول‌بازی بخش خصوصی، امكانات دردسرساز، اسراف بودجه، مایه فساد جوانان و ناسازگار با سنت‌ها نگاه می‌كنند؛ پس بی‌مایه فتیر است و بهتر است به ‌همین شرایط موجود قانع شویم و كور شویم و دور شویم و به ‌قولی عمر خود را صرف كارهای بهتر و سازنده‌تری كنیم و در این شرایط ویژه، اسباب زحمت متولیان امر را فراهم نسازیم!


دوم؛ دنیای كثیف متن‌باز
چند سال پیش در هر محفلی كه صحبت از وب و وب‌سایت‌ها در میان بود، همه‌اش ذكر خیر توسعه‌دهندگان دنیای متن‌باز (Open Source) دهان به دهان می‌شد و اما هم‌اكنون خوب می‌دانم كه چه بلایی آورده است این ایده متن‌باز بر سر دنیای شبه‌مجازی ایران‌زمین!


دو آفت بزرگ از كنار محصولات رایگان متن‌بازی كه به ‌طور اختصاصی برای انتشار محتوا در سطح وب ارایه شده است در اتمسفر مجازی كشور وارد شده است. اولین آفت این است كه فن‌سالاران بر محتوامحوران چیرگی یافته‌اند و هر چه تلاش می‌كنند نمی‌توانند افسار این حركت را در دست بگیرند این بندگان خدا كه در كار محتوا هستند. زمانی كه متولیان فنی پایگاه‌های تحت وب بر مقام تصمیم‌گیری تكیه می‌زنند طبیعی است كه محتوا باید در زمین آنها بازی كرده و بر قوانین آنها گردن نهد!
در صورتی كه اصل هدایت پایگاه‌های محتوایی بر اساس چارچوب‌های محتوایی است و این ساختارهای محتوایی هستند كه باید چارچوب فنی مناسب و متناسب با نیازها را مشخص كرده و بر آن نظارت كند.


شاید این موضوع مطرح شود كه می‌توان نرم‌افزارهای متن‌باز اغلب رایگان را مانند گل كوزه‌گری به‌ هر شكلی كه مقصودمان است صورت دهیم، اما نباید فراموش كنیم كه بلی؛ امكانات فنی اینگونه نرم‌افزارهای را می‌توان با انعطاف بالایی سر و شكل داد، اما نمی‌توان به ‌منطق ساختاری آنها خدشه وارد ساخت كه اگر اینگونه شود نرم‌افزار نهایی یا شتر گاو پلنگی می‌شود نازیبا یا اینكه مانند تلاش فوق‌العاده دكتر فرانكشتاین، شبه‌انسانی خلق می‌كند كه فقط كالبد انسانی دارد و كارها می‌كند، اما آنچه باید باشد نیست و در مسیر كمال لنگان می‌رود!


آفت دیگر محصولات متن‌باز به ‌ظاهر رایگان این است كه قیمت كاذب ایجاد می‌كنند. حضور در محیط وب، تولید نرم‌افزار و امر پشتیبانی محتوایی و فنی مستلزم صرف هزینه است و متن‌بازها این توهم را ایجاد كرده‌اند كه صرف هزینه كاری عبث است. در حالی‌ كه محصولات متن‌باز فقط و فقط یكی از ابزارهای موردنیاز را در اختیار قرار می‌دهند كه در چشم بسیار جلوه می‌كند و تاثیر مثبتی در كاهش دیگر هزینه‌های ضروری ندارند و اگر خوب دقت كنیم كه بارها این كار را دنبال كرده‌ام،‌ هزینه‌های بیشتری از مدل‌های بومی به‌دنبال خواهند داشت.

ارزان شدن حضور در محیط وب (مجازی) آفت‌های دیگری به دنبال داشته است كه سر حوصله و فرصت بدان‌ها می‌پردازم، اما این را نگویم می‌میرم كه برنامه‌ریزان بودجه را بدعادت كرده است و حداقل هزینه لازم برای حضور در این وادی را به صورت كاذب كاهش داده است. البته تفكر و فعالیت اغلب هوشمندانه مبتنی بر ایده‌های متن‌باز را می‌پسندم، اما به ‌تصورم كاركرد این ایده فاخر در زیست‌بوم مجازی ایران‌زمین بیشتر آفت‌زا بوده است تا آفت‌زدا!


 سوم؛ دنیای آشفته آشفته!
وقتی نظامنامه (استاندارد) در كار نباشد، كارگردان با تجربه كشور در ساخت سریال به ‌خود اجازه می‌دهد در مقام باری‌تعالی نشسته و درباره بهشت و دوزخ و واماندگان گرفتار در برزخ، هرگونه كه عشق مبارك می‌كشد قضاوت كرده و تصویرسازی كند! وقتی نظامنامه در كار نباشد، هزینه‌های هنگفتی صرف تولید فیلم‌هایی چون »پرچم‌های قلعه كاوه» و «شب به‌خیر فرمانده» می‌شود كه در خوشبینانه‌ترین حالت یك تا سه درصد هزینه تولید خود را بازمی‌گرداند!


وقتی نظامنامه در كار نباشد، آبروی ورزش یك مملكت را خوشحال و خرسند در مسابقات جهانی و جام ملت‌ها و المپیك‌ها بر باد می‌دهیم و یكی دو ماه بعد همه فراموش می‌كنیم!
وقتی نظامنامه در كار نباشد، میلیاردها ریال صرف تولید محتوای رنگ و رو رفته به ‌ظاهر دینی در یكی از پایگاه‌های اطلاع‌رسانی كشور می‌شود كه بود و نبود آن در محیط وب؛ توفیر چندانی ندارد.


وقتی نظام‌نامه در كار نباشد، نمی‌توان مجموعه‌ها را مخاطب قرار داد و گفت كه بالای چشمان مبارك‌تان ابروست! وقتی نظامنامه در كار نباشد، شیوه‌نامه‌هایی كه تدوین ‌شده ابتر هستند و برنامه‌های سنجش كیفیت ناكارآمد خواهند بود. حتم دارم می‌دانید كه نظام‌نامه‌ها صامت هستند و كارشناسان امر بر اساس بندهای آن اقدام به طراحی انواع فرآیندهای مختلف می‌كنند و كار براساس اصول آن تعریف، انجام و سنجیده شود.


فقدان نظامنامه است كه زیست‌بوم مجازی كشور را در زمینه فیلترینگ، مدیریت پهنای باند اینترنتی، تخصیص بودجه در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، هویت دیجیتالی،  ارایه خدمات تحت وب، آموزش الكترونیك، نشر محتوای فارسی‌زبان و هزار و یك موضوع دیگر به ‌چالش كشانده است. وقتی نظامنامه در كار نباشد، یكی از بزرگان می‌تواند نرم‌افزار متن‌باز رایگان مورد استفاده در آموزش الكترونیك را به ‌قیمت یك میلیارد ریال به یكی از مراكز آموزشی قالب كند و اعتراضی در كار نباشد! وقتی نظامنامه در كار نباشد، بهتر است بیش از این پافشاری نكنیم. نداریم كه نداریم، فدای سرمان!


و آخر اینكه
همت و تلاش گروهی را در دانشگاه تهران می‌ستایم كه قدری از وقت خود را در راستای تدوین نظام ارزیابی و مدیریت ساختاری وب‌سایت‌ها صرف می‌كنند و حیف است قدرناشناس باشیم و دستی در یاری دراز نكنیم. شك ندارم كه این حركت ناقص است، اما دیكته نانوشته غلط ندارد و این حركت در مسیر درستی قرار گرفته‌ات و حمایت‌های بیشتر و بهتر شورای عالی اطلاع‌رسانی به ‌عنوان ناظر و ناظم امر محتوا در زیست‌بوم مجازی ایرانی می‌تواند سرعت بهتر و بیشتری بدین حركت بدهد!در فرصتی دیگر در این ‌باره صحبت خواهم كرد كه اگر نظامنامه در كار باشد،‌ در چه حوزه‌هایی سخن خواهد گفت!