نظرسنجی

شما از چه طریق با این سایت آشنا شدید؟






پر بيننده ترين مطالب

وضعیت فناوری اطلاعات و ارتباطات كشور از منظر بهره‏گیری از بازار جهانی در این حوزه

شماره 89 / مدیریت / اردیبهشت 1389


تعداد بازدیدکنندگان 2744 بازدید نسخه چاپی

*فرهاد جواهردشتی - طی دست‏كم پانزده سال گذشته‏ كه من از نزدیك شاهد وضعیت فناوری اطلاعات و ارتباطات كشور بوده‏ام، ما همواره درباره فرصت‏های طلایی پیش رو در زمینه ورود به بازار جهانی ICT صحبت به میان آورده‏ و به كرات مثال ‏زده‏ایم كه فلان كشور – مثلاً هندوستان – چنین و چنان كرده است. طی این مدت فعالیت،‏ بنگاه‏های انتفاعی و غیر انتفاعی متعددی در این رابطه، نظیر شركت ثنارای (كنسرسیومی مركب از ده‏ها شركت سخت‏افزاری و نرم‏افزاری) و چند ارگان‏ و اتحادیه وابسته به وزارتخانه‏های صنایع و بازرگانی، موفقیت‏هایی را در بر داشته است كه از جمله آنها تأثیر بر افزایش سهم صادرات نرم‏افزار ما و تدوین و طراحی آیین‏نامه‏ای در این خصوص قابل ذكر است. از قرار معلوم، در این آیین‏نامه كه برای تصویب نهایی به زودی به شورای عالی صادرات عرضه خواهد شد، به مواردی چون ارائه تسهیلات بانكی و وام كم‏بهره (بدون دریافت وثیقه‌های سنگین) به صادر‏كنندگان، اختصاص معافیت‏های مالیاتی، اهدای جایزه صادراتی و از این قبیل پرداخته شده است.

بنا به اظهار مسئولین بلندپایه وزارت بازرگانی، صادرات نرم‌افزار ایران، طی سال‏های 84 تاكنون، به ترتیب مبالغ تقریبی 13، 20، 45، 65 و 80 میلیون دلار عنوان شده كه نشان از رشد آن دارد. اما آیا به راستی این سهم تجارت در یك بازار جهانی دو تریلیون دلاری، برازنده كشوری است كه هوش و ذكاوت و تسلط نخبگان آن بر طیفی از علوم روز دنیا زبانزد است و به‏رغم تحریم‏های متعدد تحمیل شده بر این كشور، از كارنامه افتخارات علمی شكوهمند و موقعیت ممتازی برخوردار می‏باشد؟

بگذارید پیش از فراتر رفتن در بحث تحلیل پتانسیل‏های صنعت ICT كشور از بُعد صادراتی كه طیف وسیعی از فناوری‏ها را در بر می‏گیرد، یك تفكیك اولیه در آن قائل شده و بخش‏های IT و  CTآن را از هم جدا سازیم. مضافاً اینكه جهت ایجاد هم‏زبانی بیشتر در این خصوص، بر این مطلب تأكید نماییم كه منظور ما از CT در اینجا تركیبی از فناوری‏های مخابراتی و انتقال داده است و IT نشان از تمركز ما بر امور نرم‏افزاری دارد؛ هرچند كه با یكپارچه شدن سیستم‏ها و همگانی شدن بسترهای وب و شبكه‏های گسترده، چنین تفكیكی معنی گذشته خود را تا حد زیادی از دست داده است.

با نگاهی به تجربه كشورهای موفق در زمینه بهره‏گیری بهینه از پروژه‏های نرم‏افزاری برون‏سپاری‏شده در حوزه IT، در می‏یابیم كه مشهودترین ویژگی آن حضور شركت‏های بزرگ جهانی (چه به‏ صورت مستقیم و چه از طریق شعب و یا نمایندگی‏های رسمی) در كشورهای دریافت كننده سفارش كار است.  به‏ عبارتی، این گونه می‏توان استنتاج كرد كه در مجموع، تا مادامی كه رد پای غول‏های بزرگ نرم‏افزاری جهان در كشوری قابل مشاهده نباشد، سهم آن كشور از بازار بزرگ برون‏سپاری، ناچیز باقی خواهد ماند. دیگر خصوصیات عمده‏ای كه می‏توان بر آن انگشت نهاد عبارتند از:

● قانون كپی‏رایت بین‏المللی و حق مالكیت معنوی در آنجا به نحوه مطلوبی رعایت شده و شركت‏ها/سازمان‏های ارائه دهنده كار از این حیث احساس امنیت می‏كنند.
● مشكل زبان در سطح ارتباطات و تعاملات عادی به آن صورت وجود ندارد. ضمن اینكه بسیاری از شركت‏های طرف قرارداد با خارجی‏ها، از مترجمین، طراحان و مستندسازان حرفه‏ای – نه الزاماً بومی – استفاده به‏ عمل می‏آورند؛ به ‏طوری كه حتی منطق بیان مطلب و یا طراحی مفهومی واسطه‏های كاربری عموماً در تطابق معقولی با استانداردهای رایج تهیه می‏شود.
● نظام بانكی قابل اتكایی وجود داشته و توجه وافری نسبت به امنیت سرمایه‏گذاری به ‏عمل می‏آید.
● تسهیلات خاصی از نقطه نظر معافیت‏های مالیاتی – هم برای صادر‏كنندگان و هم برای ارائه‏دهندگان كار – در نظر گرفته می‏شود.
● بسیاری از موانع بر سر راه اشخاص حقیقی/حقوقی طرف قرارداد با كشورهای خارجی از میان برداشته شده و دولت‏ها، مجموعه‏ای از برنامه‏های متنوع و بسته‏های حمایتی اثربخشی را در جهت ترغیب و پشتیبانی از بخش خصوصی خود، شامل اجرای طرح‏های مختلف در زمینه بازاریابی بین‏المللی عرضه می‏دارند.
● بازار داخلی و یا منطقه‏ای مناسبی برای مصرف محصولات تولیدی وجود دارد.
● پهنای باند مورد استفاده و سطح بكارگیری از ابزار و ادوات تعاملی (Communication and Collaboration Tools)  آنقدر بالا است كه گویی كل پروژه در یك مكان در حال اجرا است.
● علاوه بر استاندارد بودن رویه‏های كاری در سطوح مختلف، سازمان اجرای پروژه نیز مطابق با اصول متعارف جهانی تعریف می‏شود.
● پروژه‏‏ها معمولاً در زمان مقرر، بر اساس متدولوژی انتخاب شده و طبق معیارهای از پیش‏ تعیین شده به اتمام می‏رسند.

ناگفته نماند كه این گونه فعالیت‏ها صرفاً به كد ‏نویسی و یا تولید بسته‏های نرم‏افزاری در پی دریافت سفارش از خارج از كشور محدود نمی‏شود، زیرا كه فعالیت‏های اصلی و جانبی (نظیر عرضه خدمات و ارائه مشاوره) در این حوزه، بسیار گسترده و متنوع است. برای مثال، برای شركتی كه قصد دارد یك سیستم‏ برنامه‏ریزی منابع سازمان (ERP) و یا فنی.مهندسی را در منطقه عرضه نماید، بیشتر مقرون به صرفه است كه از واحدهای پیاده‏ساز و یا خدماتی محلی استفاده كند تا اینكه بخواهد با تقبل هزینه‏های سنگین و مشكلات فراوان، كارشناسان خودش را از كشور مبدأ به محل اسقرار سیستم‏ گسیل دارد.

نكته حائز اهمیت در اینجا آشنایی با مفاهیم علمی و متدلوژی‏های مربوطه است كه در صورت فراهم بودن امكانات لازم، كسب چنین مهارتی، كار آن چنان دشواری نیست. علاوه بر عرضه محصولات نرم‏افزاری در زمینه‏های مختلف كاربردی، انجام تحقیق و بررسی، نیازسنجی، امكان‌سنجی، عارضه‌یابی، طراحی ساختار/فرآیند، مدیریت جریان كار، یكپارچه‏سازی و انتقال داده، مهندسی مجدد فرآیندها، تهیه Master-plan و برنامه‏‏های راهبردی، طراحی سیستم‌ها، معماری سازمانی، حسابرسی IT، مدیریت پروژه، مدیریت كیفیت و ارزیابی عملكرد، مدیریت پیكربندی و نظارت، نمونه‏هایی از خدماتی هستند كه خواهان زیادی در منطقه دارند.

زمینه‏ای دیگر برای فعالیت در عرصه جهانی، ارائه خدمات نرم‏افزاری در محیط اینترنت و به زبانی دیگر، همسویی با روندی است كه هم اكنون از آن به ‏عنوان یكی از زمینه‏های رشد IT در جهان نام برده می‏شود. رایانش ابری (Cloud Computing) این امكان را فراهم می­نماید كه برنامه‏های كاربردی مختلف به ‏طور برخط بر روی سرورهای قدرتمند به اجرا درآمده و به ‏صورت خدمات نرم‏افزاری (Software as-a-Service) به متقاضیان عرضه ‏شود. این سرورها را می‏توان از طریق شركت‏های میزبانی داخل و یا خارجی اجاره نمود و چون این نوع فعالیت جنبه خدماتی دارد، یافتن مشتری برای آن به مراتب راحت‏تر از عرضه محصول است.

حال بپردازیم به بررسی وضعیت CT ما. از آنجا كه بخش لاینفك سازوكارها در این حوزه، به ‏نحوی وابسته به بكارگیری تجهیزات پیشرفته سخت­افزاری به ‏حساب می‏آید، با ورود محصولات غیر قابل رقابت خارجی و عدم حمایت‏های لازم از تولید داخلی، متأسفانه بجز شرایط خاص، این نهال نورسته نتوانسته ریشه دوانده و از مزایای رقابتی لازم برخوردار شود؛ به ‏خصوص اینكه بسیاری از تولیدكنندگان خارجی كه ما محصولات آنها را در كشور عرضه می‏كنیم، خودشان به ‏عنوان رقیب ما مستقیماً در مناقصات منطقه‏ای شركت می‏ورزند. اما آن ‏دسته از مناقصات (Solicited or unsolicited bids) كه جنبه راه‏ حل (Solution) دارند، برای ما فرصت خوبی­اند كه در آنها دخیل شویم‏؛ به‏ ویژه اگر شركای تجاری قوی در اختیار داشته و در زمینه ارزش‏افزوده (Added-Value) هم حرفی برای گفتن داشته باشیم.
علاوه بر مورد فوق، به‏ طور كلی می‏توان اذعان داشت كه بازار كار مناسبی در زمینه ارائه خدمات فنی – شامل نصب، راه‏اندازی، راهبری، و آموزش و نگهداری سیستم‏های مخابراتی و انتقال داده، چه به ‏عنوان بخشی از راه‏ حل‏های قابل عرضه و چه به ‏صورت مستقل از آن – در منطقه وجود دارد كه می‏توان از آن منتفع شد.

از آنجا كه مستندات مربوطه توسط تولیدكنندگان اصلی فراهم می‏گردند، نیاز به دانستن زبان، صرفاً در محدوده امور فنی و محاوره‏ای عادی قابل انتظار است كه متخصصین ما به راحتی از پس این مهم بر می‏آیند. شایان ذكر است كه تعداد متخصصین ما كه دارای گواهینامه‏های معتبر بوده و از پشتوانه تجربی در زمینه پیاده‏سازی و نگهداری كلان‏سیستم‏ها برخوردارند، نقطه قوت ارززشمندی است برای ما كه می‏شود از آن بهره برد، زیرا در هیچ یك از كشورهای منطقه نمی‏توان این تعداد متخصص بومی و ارزان‏قیمت یافت.

در صورتی كه ورود به بازار جهانی ICT به‏ عنوان یك هدف و آرمان ملی مد نظر باشد، قطعاً شروع عقلایی، حركت به این سو و تدوین یك برنامه جامعه راهبردی فناوری اطلاعات و ارتباطات توسط یك نهاد رسمی كشوری (همچون وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و یا معاونت برنامه‏ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری و یا یكی دیگر از نهادهای بالادستی مرتبط با این امر) است؛ به‏ طوری كه چنین خواسته‏ای از ابتدا در آن لحاظ شده و یك برنامه اجرایی مطابق با اهداف و شاخص‏های مورد نظر از آن منتج شود. در پی تدوین برنامه راهبردی مذكور، نخست لازم است كه یك‏ سری اقدامات اولیه هدفمند (نظیر اقدام در خصوص تصویب لوایح پشتیبان، سازمان‏دهی و تأمین منابع مالی مورد نیاز) در راستای سیاست‏های اتخاذ شده جهت رفع موانع و تنگناهای عمده پیش رو، به‏ عمل آمده و متعاقب آن، چند پروژه پیشتاز پایه (Flagship Projects) كه بشود از آن به‏ عنوان راه‏گشا در این خصوص استفاده نمود، به اجرا در آید.

دستیابی به نتایج مورد انتظار، همچنین ایجاب می‏دارد كه سایر دستگاه‏ها و نهادهای ذی­ربط، همچون دیگر وزارتخانه‏ها، انجمن‏ها، شوراها و امثال آن كه ذكر شد نیز اقدامات خاص خود را كه صرفاً جنبه تكمیلی و هم‏افزایی دارد در همسویی با تدابیر و خط‏مشی‏های كلی تعیین شده به اجرا درآورده و از موازی‏كاری و یا پا فراتر نهادن از قلمرو خود بپرهیزند.

در واقع، این گونه برخورد با این موضوع نشانگر نوع رویكردی است كه كشورهای موفق از آن تبعیت نموده‏ و برایشان مثمر ثمر بوده است. ناگفته نماند كه اكثر پروژه‏های پیشتاز در این رابطه كه از آن سخن به میان آمد، جنبه افقی داشته و با هدف هموار‏سازی راه توسعه، از میان برداشتن موانع دست و پاگیر و گشودن گلوگاه‏ها تعیین می‏گردند؛ مانند اجرای برنامه‏های آموزشی خاص، اصلاح رویه‏ها و بهبود وضعیت قانونی و نظام بانكی مرتبط با این موضوع.

شایان ذكر است كه در كشور ما طی چند سال گذشته دو نهاد مختلف (شورای عالی فناوری اطلاعات و شورای‏ عالی اطلاع‏رسانی) به موازات یكدیگر در صدد تهیه سند (برنامه) جامع راهبردی فناوری اطلاعات كشور بوده‏اند؛ سندی كه تهیه آن به‏ طور معمول در جهان یك كار شش ماهه تا یكساله به ‏حساب می‏‏آید. پس از سپری شدن زمان مدیدی از شروع این ماجرا، هنوز به‏ صورت شفاف معلوم نیست تا چه اندازه در سندهای مزبور به فعالیت در حوزه بین‏المللی ICT بها داده شده است. به‏ عبارتی، مشخص نیست پروژه‏های پیشتازی كه می‏بایست در این خصوص از بطن چنین طرحی برمی‏آمده‏اند، چه بوده، كدام یك از آنها به اجرا درآمده‏ و نتیجه و حاصل كار چه بوده است.

تنها چیزی كه بنده به دلیل نوع كارم از آن مطلع هستم، اظهار نظر شورای عالی فناوری اطلاعات در این باره است مبنی بر اینكه در سند تهیه گردیده، ٧ حوزه استراتژیك دیده شده است كه ٢ حوزه آن (شامل «صنعت فناوری اطلاعات» و « تقویت همكاری‏های بین المللی») می‏تواند بستری برای دیگر فعالیت‏های صنعت IT در ایران باشد. دستیابی به سهم اول در منطقه، به‏ عنوان هدف استراتژیك این سند و در همین زمینه، ساماندهی صنایع مرتبط با IT به ‏عنوان راهبرد اساسی مطرح شده است. همچنین، افزایش تعاملات بین‏المللی از طریق حضور فعال در مجامع منطقه‏ای و جهانی فناوری اطلاعات برای تأمین حقوق و منافع ملی كشور در دستور كار قرار گرفته است.

نكته‏ دیگری كه نباید در راستای چنین حركتی نادیده گرفته شود، توجه به شكل ظاهری كار است، بدین معنی كه با ظاهری دولتی نمی‏توان به موفقیت در بازار بین‏الملل ICT دل بست. به‏ بیانی دیگر، شركت‏های واگذار‏كننده كار در خارج از كشور ترجیح می‏دهند طرف مقابلشان یك شركت معتبر، توانمند و قابل اتكا از بخش خصوصی باشد.

در عین حال، آنها انتظار دارند كه در صورت بروز مشكل و یا تخلفات بتوانند از حمایت‏های كشور مربوطه و یا یك كشور ثالث كه با آن احساس امنیت و راحتی می‏كنند، بهره‏مند شوند. بر این اساس است كه می‏بینیم بسیاری از شركت‏های درگیر در این امر عموماً دارای دفاتر تجاری در خارج از كشور خود و یا در مناطق آزاد هستند و در نتیجه، اكثر داد و ستدها و امور مدیریتی و بازاریابی، از آن طریق صورت می‏پذیرد.

در خاتمه جای آن دارد كه به مشكل زبان انگلیسی كه از آن به عنوان زبان رایج در زمینه فعالیت‏های بین‏المللی یاد می‏شود نیز اشاره شود. هر چند در مطالعات صورت‏ پذیرفته توسط بنگاه‏های داخلی همواره به مشكل مزبور به صورت یك معضل اساسی برای كشورهای غیر انگلیسی‏زبان نگریسته شده است، ولیكن به نظر می‏رسد تصور عمومی چنین است كه این مشكل اغلب خود را صرفاً در زمینه امور مرتبط با مراودات و مناسبات تجاری و یا تهیه مستندات تجاری/فنی نمایان می‏سازد. 

این در حالی است كه آشنایی با آداب معاشرت حرفه‏ای در زمینه تعاملات بین‏المللی، توجه به استانداردهای كاری متعارف و پای­بندی به رویه‏های اجرایی قابل انتظار (برخورداری از انسجام تیمی، انطباق با نظام‏های مدیریت پروژه و از این گونه موضوعات) و اخلاق‏مداری نمایانگر بعد دیگری از مشكل است كه از اهمیت ویژه‏ای برخوردار می‏باشد.
* كارشناس و مشاور در زمینه فناوری اطلاعات