نظرسنجی

شما از چه طریق با این سایت آشنا شدید؟






پر بيننده ترين مطالب

نقدی بر بازی Avatar



تعداد بازدیدکنندگان 2935 بازدید نسخه چاپی

از زمانی كه خبر ساخت بازی و فیلم آواتار و انتشار هم­زمان آنها منتشر شد، جیمز كامرون و شركت یوبی­سافت، سازندگان بازی، متفقاً اعلام كردند كه اصلاً قصد ندارند بازی Avatar را - كه برای تبلیغات بیشتر نام جمیز كامرون را نیز همه جا یدك می­كشید - به عنوان مكملی برای فیلم بسازند. بلكه تلاش دارند كاری كنند كه این بازی به صورت یك عنوان مستقل و موفق به بازار بیاید و جلوه كند. علاقه‌مندان نیز با تعریف و تمجیدهایی كه شنیده و پیش‌نمایش‌هایی كه دیده بودند، بسیار امیدوار شدند در یكی از معدود دفعات، بازی اقتباسی را ببینند كه بر خلاف موارد مشابه و معمول ناامیدكننده نباشد و دست كم بتوان در آینده از آن به نیكی یاد كرد.

اما با ورود بازی به بازار، چند هفته قبل از اكران رسمی فیلم سینمایی آواتار، معلوم شد اصلاً قضیه چیز دیگری بوده است ـ یا در میانه راه شده است ـ و بازی­دوستان حسابی رودست خورده‌اند. در واقع بازی آواتار را نه به عنوان مكملی برای فیلم یا مثل خیلی موارد دیگر، صرفاً برای كسب درآمد بیشتر از برند فیلم، بلكه بایستی به مثابه پیش­پرده‌ای برای آشنایی علاقه‌مندان و جذب تماشاگر كنجكاو بیشتر به سالن‌های سینما در نظر داشت.

گیم‌پلی
بازی.روش آواتار در كل از نوع تیراندازی سوم شخص است كه سازندگان سعی كرده‌اند با گنجاندن نوعی سیستم تجربه­اندوزی ساده در آن، رگه‌هایی از سبك نقش آفرینی نیز به آن بیفزایند. سبك كلی بازی مأموریتی است و از حالت مراحل قدم به قدم پیروی می‌كند. در كل انتخاب‌های چندانی برای بازی كننده وجود ندارد. حتی امكاناتی كه از رهگذر كسب امتیاز xp عاید گیمر می‌شود، غالباً قابل انتخاب نیست و بازی به طور خودكار آن را به قابلیت‌های شخصیت می‌افزاید. تنها مورد قابل انتخاب، جنگیدن در نقش انسان.سربازهای مهاجم یا ناوی­های پوست آبی است. با این تفاوت كه در لباس انسان.سرباز، مایه اكشن بیشتری وجود دارد و شما با در اختیار داشتن انواع اسلحه‌های پیشرفته و آتش افكن‌ها می‌توانید روش مرسوم «بكش و برو جلو» را در پیش بگیرید؛ ولی در مقابل، در قالب آواتارهای سه متری نیاز به مخفی كاری و نقشه­ریزی برای پیش رفتن در بازی بیشتر حس می­شود و حتی در جاهایی، بازی.روش شبیه بازی‌های DMC و GoW  می‌شود.

با این حال، چیزی كه هست، حتی در نقش سربازهای مهاجم، گیم­پلی بازی فقط در اوایل آن لذت­بخش به نظر می­رسد و پس از مدتی می‌بینید صرفاً با مأموریت‌هایی بی‌مزه و تكراری مواجهید. برای شما به عنوان بازی كننده بسیار اتفاق می‌افتد گاهی نصف نقشه را صرفاً برای گزارش دادن به یك كاراكتر دیگر طی كنید كه او هم نامردی نمی­كند و بلافاصله برای مأموریتی دیگر شما را به همان جای اولتان برمی‌گرداند؛ تا جایی كه ممكن است به تدریج احساس كنید در حال بازی در نقش یك پادوی پیغام­رسان هستید كه لباس تفنگداران نیروی دریایی آمریكا را پوشیده است!

داستان بازی
شخصیت‌ها و اغلب اتفاقات بازی كاملاً با داستان فیلم فرق دارند؛ گرچه اكثر مواقع شباهت‌های آشكاری مشاهده می‌شود. در هر صورت این مورد را باید به حساب یكی از محسنات بازی گذاشت كه سازندگان سعی نكرده‌اند داستان فیلم را مجدداً روایت كنند یا اصلاً خط داستانی را از بازی حذف كنند. بلكه بازی Avatar خود از خط روایی مجزایی برخوردار است كه ارزش دنبال كردن را دارد. شما در نقش یك سرباز نیروی دریایی (البته سالم!) به نام «ایبل رایدر» پا به پایگاه می‌گذارید و بلافاصله پس از ورود درگیر ماجراهای سرزمین رویایی و ناآشنای پاندورا و مبارزه با گرگ­نماها و شیرهای سیاه عظیم­الجثه می‌شوید. در كنار خط داستانی بازی، قابلیتی به نام «پاندوراپدیا» نیز در بازی وجود دارد كه به توضیح تاریخچه و اكولوژی دنیای پاندورا می‌پردازد؛ كه البته همچنان كه گفته شد بعدتر معلوم شد بیشتر ترفندی بوده است برای آشنایی مخاطبان با فضای فیلم، پیش از تماشای آن.

جلوه­های تصویری
بی‌شك گرانبارترین جنبه بازی آواتار را باید طراحی گرافیكی آن دانست كه الحق سازندگان در این زمینه هیچ كوتاهی‌ای نكرده­اند. پیرنگ گرافیك بازی را می‌توان تركیبی از بازی‌های كرایسیس و فاركرای2 دانست. در طول بازی، گیمری كه مثل ما قبلاً از تماشای فیلم لذت برده است، می‌تواند بار دیگر از مشاهده و گشت و گذار در جنگل­های پوشیده زیبا با گیاهان آدمخوار، حیوانات عجیب، جزیره‌های معلق، دره‌های عمیق و درخت‌های غول پیكر حسابی لذت ببرد. گرچه باز هم بدسلیقگی طراحان بازی.روش در برخی مراحل، گیمر را مجبور می‌كند بیش از اینكه به سیاحت جنگل­های زیبا بپردازد، مدت زیادی را در زیر نقشه‌ها سپری كند.

جمع­ بندی
امیدوارم مطالبی كه اشاره كردم، باعث این سوء تفاهم نشده باشد كه بازی Avatar بازی بدی است. بار اكشن بازی آنقدر هست كه بازی كننده را به دنبال خود بكشد. خصوصاً كه گیم­پلی بازی چندان هم طولانی نیست و بازی در نقش هر نژاد بیشتر از پنج ساعت طول نمی‌كشد. ضمن این كه آواتار را هم به مانند فیلم آن می­توان به طور سه­بعدی بازی كرد كه البته من امتحانش نكردم؛ ولی مطمئناً می‌تواند در نوع خود تجربه منحصربه­فرد و لذت بخشی باشد. آواتار امكان آنلاین بازی كردن تا 16 بازیكن را هم دارد. جلوه‌پردازی مناظر، بسیار خوب كار شده و تماشای آنها در اغلب اوقات دلپذیر است. با تمام اینها اگر از فیلم آواتار خوشتان آمده باشد، احتمالاً بازی آن هم می‌تواند تا مدتی سرگرمتان كند. در غیر این صورت یا اگر جزو «آواتار ندیدگان» باشید، باید از این منظر آواتار را یك بازی متوسط در میان خیل بازی‌هایی ارزیابی كرد كه هر روز منتشر می‌شوند و بازی كنندگان بسیاری از كنارشان می‌گذرند.