نظرسنجی

شما از چه طریق با این سایت آشنا شدید؟






پر بيننده ترين مطالب

قرار بود ابزار شود،‌ راهكار شد



تعداد بازدیدکنندگان 2957 بازدید نسخه چاپی

وحید عبدی - واقعیت این است كه دانش، منطق و تكنولوژی نهفته در نرم‌افزارها نمی­تواند به تنهایی عاملی برای موفقیت قطعی محسوب شود. بیایید قدری درباره واژه «نرم­افزار» تأمل كنیم. شاید در دهه 80 میلادی «نرم­افزارهایی» كه در سراسر دنیا تولید می­شدند، شبیه به «ابزارهایی» بودند كه كاربران از آن استفاده می­كردند تا عملیات تكراری خود را سریع­تر و با حداقل هزینه و خطا پیش ببرند. با افزایش سطح تجاری شركت­ ها و افزایش جمع داده­ های مؤثر در تصمیم­گیری، دیگر این «ابزارها» قادر به پاسخگویی نیاز كاربران خود نبودند. به همین منظور ناخودآگاه نرم­افزارها به جای «ابزاری» بودن به سمت «راهكاری» شدن حركت كردند تا پاسخی به مسائل و نیازهای ناشی از افزایش سطح تجاری و رقابت­پذیری شركت­ ها و افزایش داده­ های مؤثر در تصمیم­گیری باشند.

با این تغییر رویكرد یكی از مسائل تعیین كننده در موفقیت این پروژه­ها فرهنگ استفاده از آنها بود. در حال حاضر در كشورها یكی از دغدغه­ های اصلی پیاده كنندگان راهكارهای یكپارچه، فرهنگ و نگرش كاربران نهایی آنهاست. با ورود راهكارهای یكپارچه به سازمان­ ها، ناخودآگاه مقاومت­ هایی در مقابل آنها از سوی كاربران نهایی و مدیران میانی شكل می­گیرد.

تجربه نشان داده است كه اگر چه در ظاهر مدیران میانی نسبت به راهكارهای یكپارچه از خود شور و اشتیاق نشان داده­اند ولی در باطن دید مطلوبی نسبت به آن نداشته و در مقابل آن مقاومت می­كنند. یكی از دلایل عمده این مقاومت می­تواند احساس مدیران میانی باشد. آنها تصور می­كنند ورود این راهكارها  از قدرت تصمیم­گیری و آزادی عمل آنها كاسته و چه بسا در آینده جای آنها را بگیرد و سازمان، كمتر به نیروی انسانی نیازمند باشد. بدین ترتیب آنها ورود این راهكارها را عامل تضعیف موقعیت خودشان می­دانند.

از این­رو پیاده سازی و استقرار راهكارهای یكپارچه به صورت موفق، قدری پا را از دایره مسائل فنی، فراتر نهاده و در حوزه رفتار شناسی و فرهنگ سازی وارد می­شود كه بسیار قابل تأمل است.
از مهم­ترین پارامترهای تعیین كننده سرنوشت این پروژه، انتخاب مناسب تیم پیاده ساز و مهم­تر از آن انتخاب مدیران تیم است. تجربه پیاده سازی در چندین شركت نشان داده است كه اگر بخواهیم موفق باشیم، نباید به مدیران میانی و كاربران نهایی سیستم به چشم مشتری و تحویل گیرنده نرم­افزار نگاه كنیم؛ بلكه آنها را هم جزئی از تیم پیاده سازی تلقی كرده و در این زمینه حس مشاركت و ابراز نظر و مسئولیت‌پذیری آنها را ترغیب كنیم.

در صورتی كه این افراد در تیم پیاده سازی مشاركت فعال داشته باشند و احساس كند نظرات آنها در شكلگیری سیستم مؤثر است، خود را در تولید آن سهیم دانسته و نسبت به آن احساس مالكیت می­كنند. حتی بعضاً مشاهده شده كه انتقادات افراد دیگر نسبت به سیستم، واكنش منفی آنها را برانگیخته است.