نظرسنجی

شما از چه طریق با این سایت آشنا شدید؟






پر بيننده ترين مطالب

10 سال پیش



تعداد بازدیدکنندگان 2907 بازدید نسخه چاپی

اگر فرض كنیم كه به چند سال قبل بازگشته‌ایم و می‌توانیم دوباره مسیر كار و زندگی‌خودمان را انتخاب كنیم چه خواهیم كرد؟ اگر مثلا به ده سال پیش برگردیم هر یك از ما چه راهی را انتخاب خواهیم كرد؟
این سؤال چندان غریبی نیست، به خصوص برای ایرانی‌ها با طبع احساسی و آغشته به نوستالژی فراوان، ضمن اینكه كم و بیش به بازنگری آنچه در این مدت از سر گذرانده‌ایم كمك می‌كند.
من در آغاز این نوشته، مواجهه با این سؤال را در پیش می‌گیرم و تلاش می‌كنم از این منظر، نگاهی به یك دهه پشت سر داشته باشم.

اگر بخواهم صادقانه و بدون اغراق به این پرسش پاسخ دهم(و به شكل كلیشه‌ای نگویم كه: بله، من از ابتدا همه‌چیزدان بودم و كاملا هم آشنا به تمامی جزئیات و خم و چم كار! عزمم را هم كاملا جزم كرده بودم و خلاصه اگر به آن روزگار برگردم، دقیقا و عینا همین راه را خواهم رفت!) باید بگویم در ابتدای شروع به كار چندان تصویر دقیق و شفافی از جزئیات مسیر پیش رو نداشتم، در آن كارآزموده نبودم و دوره‌های ضروری را ندیده بودم(و البته چنین دوره‌هایی را نه آن زمان سراغ داشتم و نه متاسفانه الآن) سرمایه مادی قابل اعتنایی هم برای برپا كردن كار فراهم نكرده بودم؛ این نقیصه‌ها را از آن جهت ذكر می‌كنم كه بگویم خودم كم و بیش به آنها واقف بودم، اما معتقد بودم كه اینها در واقع بخشی از شرایط ضروری كار هستند و نه تمامی آنها، چرا كه به نظرم شرط لازم عبارت بود از اراده و علاقه، و من مجموع این دو را تا حدود  زیادی در خود می دیدم و اینچنین بود كه گام اول را برداشتم.

اما همینجا اعتراف می‌كنم كه امیدوارم دیگر گذراندن این شرایط سخت نصیب كسی نشود تا مجبور شود بدون آموزش‌های ضروری مدیریتی و مطبوعاتی و اجرایی، پا در راهی دشوار به نام كار مطبوعاتی گذارد كه در كشور ما اساسا و برای كارآزموده‌ها و حرفه‌ای‌ها هم كاری مشقت‌بار است و هر از چند گاهی یكی از ایشان بار را بر زمان می‌نهد و عطای كار را به لقای آن می‌بخشد. در چند سال اخیر هم اگر از دوستان كسی برای راه‌اندازی نشریه‌ای جدید از من كمكی خواسته یا مشورتی، البته در حد امكان دریغ نكرده‌ام، اما از باب دوستی پیشنهاد كرده‌ام كه «بی‌خیال» شود و اگر هم واقعا در خود انرژی لازم برای این كار را می‌بیند، بهتر است با یكی از نشریات فراوان موجود باب مشاركت و همكاری را بگشاید تا هم تمرین همكاری و كار جمعی كه در میان ما نایاب است باشد، و هم شروعی برای نشریات حرفه‌ای‌تر و پرمایه‌تر.

این تفاصیل خود به خود پاسخ مرا به پرسش اولیه نشان می‌دهد:.اگر به همان زمان بازگردم(و البته تجربیات فعلی را هم داشته باشم!) با اطمینان بالای 60 درصد به همین راه می‌روم اما چرا؟
واقعیت این است كه دو هدف عمده در بدو راه‌اندازی ماهنامه برایم برجسته بود و گمان می‌كنم دیگر همكاران ماهنامه نیز با پذیرش همین اهداف، به شكل‌گیری و بسط فعالیت مجله كمك كردند. اولین هدف، در حقیقت به شرایط آن زمان باز می‌گشت یعنی آغاز تحولات عمیق و سریع پهنه دانش كامپیوتر كه رفته رفته رنگ و بوی جدیدی می‌یافت و حتی با تبدیل آن به فناوری اول روز جهان، به ترم تازه «فناوری اطلاعات» شكل می‌داد.

همزمان كه این دانش/صنعت در كشور ما هم ریشه دوانده بود، نیاز به انتشار اخبار تحولات روزافزون این عرصه و بسط این دانش در میان متخصصان و علاقه‌مندان و متناسب با سرعت جهانی محسوس بود، بنابر این هدف اول مجله، سعی در رفع بخشی از این نیاز بود، و البته با این دیدگاه كه این كار فقط به ترجمه و انتشار اخبار محدود نگردد، بلكه بیشتر با نگاه فرهنگ‌سازی این تكنولوژی جدید دنبال گردد.
علاوه بر این، شیوه تعریف شده در مجله از همان شماره نخست، شكل‌گیری یك گروه حرفه‌ای بود كه نتیجه كار نیز قابل مقایسه با یك نشریه حرفه‌ای باشد، چرا كه از دید من و همكارانم، كار ما در اصل «روزنامه‌نگاری» بود تا صرفا نویسندگی و یا مترجمی. اكنون با نگاهی به عملكرد محتوایی مجله كه به یك تحریریه حرفه‌ای و با دوام متكی است، هدف اول محقق شده است.

هدف دوم اما این بود كه تلاش مجموعه ما در ماهنامه، نه در خلا و به دور از فضای واقعی، بلكه در متن و بطن عرصه فعالیتمان دیده شود و البته تاثیر‌گذار باشد، این مقصود هم دست‌یافتنی نبود مگر آنكه مجله پا را از انتشار خبر فراتر بگذارد و تحلیل و نقد را نیز بخشی از وظیفه خود بداند، و این مسئله‌ای بود كه برای نخستین بار و توسط ماهنامه در این حوزه مطرح شد.

همین تفاوت البته امتیاز مهمی شد و تحلیل‌های ارائه شده به سرعت مخاطب خود را یافتند و تا حد زیادی نیز به مقصود رسیدند، بنابراین مجله توانست به خوبی وظیفه تاثیرگذاری خود را ایفا نماید.
اكنون كه در ورای بیش از 10 سال كار و انتشار 100 شماره مجله ماهنامه، دو هدف اصلی مجله را برآورده می‌بینیم طبیعی است كه راه طی شده را مطلوب ارزیابی می‌كنم.

10 سال بعد
در حال حاضر مجله با گذر از دوران 10 ساله راه‌اندازی و تثبیت و پشت سرگذاشتن شرایط مختلف در نقطه‌ای ایستاده كه با شناخت كامل مخاطبین خود(چه دست‌اندركاران و چه در میان عموم مردم) از سوی مخاطبین هدف خود نیز به خوبی شناخته شده و تعامل دو سویه كم‌وبیش مناسبی برقرار گردیده است، محتوای مورد نظر مجله در تمامی بخش‌های تعریف شده (كه البته بازه وسیعی از خبر و تحلیل در فناوری اطلاعات و ارتباطات را  دربرمی‌گیرد) به صورت منظم و روان تولید و به صورت مرتب به مخاطب می‌رسد.

سایت ماهنامه نیز كه اولین سایت نشریات این حوزه بود اكنون و با طراحی كارآمدتر در كنار مجله، مجموعه كاملی در رسیدن به اهداف مجله فراهم آورده است. البته تولد و رشد «ایتنا» هم به یكباره جهشی در كار این مجموعه ایجاد كرد كه به نوبه خود تحولی در اطلاع‌رسانی به دنبال داشت. نهایتا با همكاری اعضاء و همكاران و دوستان «دنیای كامپیوتر و ارتباطات» در جایی هستیم كه برای آینده (و مثلا دهه بعد) تصمیم گرفته و برنامه‌ریزی كنیم، و این البته كاری است كه پیش روی ماست.


سه رقمی شدیم
برای یك ماهنامه، رسیدن به شماره «صد» صرفا افزایش یك شماره به شماره‌های قبلی نیست، وقتی ماهنامه سه رقمی می‌شود، شاید همانند تاریخ است كه از نقطه عطف یك سده عبور می‌كند؛ همانطور كه برای همه پایان سده گذشته، مایه شادی است، برای ماهنامه نیز عبور از یكصد شماره و ورود به سده بعدی، مایه شادی و امیدواری است.

در نقطه عطف شماره 100 بهترین فرصت برای مروری هرچند كوتاه بر این مدت را غنیمت دانستیم تا برخی زوایای كار را مورد بررسی قرار دهیم. به همین بهانه از دوستان و صاحبنظران هم خواستیم یادداشتی برای این شماره قلمی كنند كه هر چند به دلیل محدودیت زمانی در پایان سال از نوشته برخی دوستان محروم شدیم اما از بزرگوارانی كه در یادداشت خویش، صمیمانه و به صراحت نكات مهمی را برای بهبود كار گوشزد كردند و یا مجله را مورد لطف خویش قرار دادند سپاسگزارم و توجه ایشان را به ماهنامه مایه مباهات می‌دانم.

شماره ویژه
در بخش ویژه‌ای كه در این شماره در پیش رو دارید،  در طی چند گزارش، بخشی از برنامه‌ها و فعالیت‌های ماهنامه در این سال‌ها مرور شده، و ضمنا تلاش كرده‌ایم از دوستانی كه در این مدت به مجله یاری رسانده‌اند یادی كرده باشیم. در همینجا به صورت ویژه از دوست دیرینه‌ام سیاوش محسنی كه از ابتدای راه‌اندازی ماهنامه، همكار و و همراه مجله بود سپاسگزارم. همچنین از دوستانم در تحریریه و همكاران ماهنامه، به ویژه سركار خانم اهدا سلطانعلی‌زاده كه بخش اصلی كار تحریریه و اداره آن را بر عهده گرفته است نیز سپاسگزارم و برای همه آرزوی موفقیت و شادكامی می‌كنم.