نظرسنجی

شما از چه طریق با این سایت آشنا شدید؟






پر بيننده ترين مطالب

چالش‌ها و تنگناهای صنعت نرم‌افزار یكپارچه در گفت‌وگو با جعفر نفیسی مدیرعامل شركت یكان

تهران، بازار مصرف را بلوكه می‌كند



تعداد بازدیدکنندگان 3330 بازدید نسخه چاپی


آرمین زنبوری - جعفر نفیسی مدیرعامل شركت مهندسی كامپیوتر یكان، بیش از دو دهه است كه در صنعت نرم‌افزاری اصفهان فعالیت دارد. او در طی این سال‌ها از كارشناسی صنایع و معاون طرح و نوآوری تا سرپرست بخش كامپیوتر در اداره كل صنایع استان اصفهان نقش ایفا كرده است. از ابتكارات و نوآوری‌هایی او می‌توان به مشاركت مستقیم در آنالیز، تحلیل، طراحی،  تولید و پیاده‌سازی نرم‌افزار آمار و اطلاعات، مشاركت مستقیم در آنالیز، تحلیل و تولید و پیاده‌سازی بانك اطلاعات صنعت استان و چاپ اولین كتاب جامع صنعت استان اصفهان  اشاره نمود. او هم اكنون مدیرعامل شركت یكان است كه به عنوان اولین شركت نرم‌افزاری استان اصفهان با بیش از 17سال سابقه در امر مشاوره، تولید و توسعه نرم‌افزارهای قوی مالی اداری، از شركت‌های پیش‌كسوت  به شمار می‌آید.

 به نظر شما وضعیت سفارش و تولید نرم‌افزار داخلی به لحاظ تقاضا و نیاز مصرف‌كننده بیشتر معطوف به چه نوع تقاضاهایی می‌شود؟
در درجه نخست ما نیاز به نرم‌افزار در كشور را به شكل یك هرم می‌بینیم. در قاعده این هرم تعداد مشتری بسیار زیاد بوده و نرم‌افزار كمتر تخصصی است و بیشتر جنبه عمومی دارد. یكی از این  موارد سیستم‌های فروشگاهی است. این سیستم‌ها در حال حاضر مشتری‌های زیادی را به سمت خود جلب می‌كند. سیستم‌های فروشگاهی به این دلیل كه جنبه عمومی دارند قشر بسیار زیادی از افراد با آن روبه رو هستند و سازنده‌های بسیاری نیز در این زمینه فعالیت می‌كنند. 

این نوع نرم‌افزارها چه نوع كاركردی دارند؟
این نرم‌افزارها نیاز معمول یك فروشگاه به نرم‌افزار را برآورده می‌كنند. 

برای شركت‌های متوسط معمولاً چه نوع نرم‌افزارهایی استفاده می‌شود؟ 
بالاتر از قاعده هرم شما به سیستم‌های مالی و اداری می‌رسید كه برای شركت‌های متوسط، ادارات و ارگان‌ها تولید می‌شوند. عمده تولیدكنندگان این سیستم‌ها شركت‌های داخلی هستند. بازار فروش هم بازار متوسطی است. به عنوان مثال بازار بالقوه مشتری در بازی‌ها به تعداد همه كودكان و نوجوانان است. ولی از این هرم هرچه بالاتر می‌آییم تعداد مشتری كمتر، ارزش و قیمت كالا بالاتر و تولید آن نیز تخصصی‌تر می‌شود. بعد از سیستم‌های مالی و اداری به سیستم‌های جامع و ERP می‌رسیم كه در كشور عمدتا تركیبی از شركت‌های داخلی و خارجی به عرضه این خدمات می‌پردازند. تعداد انگشت‌شماری شركت داخلی هستند كه مدعی تولید ERP هستند و بسیاری از مشتری‌ها به سمت شركت‌های خارجی می‌روند. بالاتر از این سطح، سیستم‌های ملی هستند كه تعداد مشتریان بسیار كمی دارند. به عنوان نمونه سیستم بانكداری كه مشتریان آن به تعداد بانك‌های موجود در كشور است. 

جناب نفیسی وضعیت بازار این نرم‌افزارها چگونه است؟ 
پرسش  درستی مطرح كرده‌اید. در همه این زمینه‌ها به طور بالقوه تقاضا وجود دارد. اما به دلایلی از جمله ركود شدید اقتصادی بازار نرم‌افزار هم شدیداً تحت تأثیر قرار گرفته و ما به طور مستقیم با این ركود در زمینه IT نیز روبه رو هستیم. یكی از دلایل این ركود دید نادرست و مبهم دولت نسبت به این زمینه است. البته در طبقه میانی تقاضا وجود دارد. ولی ارگان‌های دولتی به خاطر كمبود بودجه و شركت‌های خصوصی به این دلیل كه در ركود اقتصادی اولویت‌های دیگری دارند به این سمت قدم نمی‌گذارند. 

دغدغه سفارش‌دهنده در حوزه تقاضا چیست؟  
در گذشته عمدتاً بهای سیستم دغدغه مشتری بود. به مرور زمان این اولویت‌ها تغییر كرد. جامعیت سیستم، توانایی ارتباط بین سیستم‌ها، ارتباط سیستم و انطباق آن با سیستم‌های دیگر و مهمتر از همه این موارد تضمین پشتیبانی سیستم، پایداری شركت و سهولت دسترسی آسان به خدمات از دغدغه‌های مشتری است. دغدغه بعدی انطباق نرم‌افزار با خواسته‌های مشتری است.  

طی دو دهه اخیر رویكرد سفارش دهنده نسبت به نرم‌افزار چه تغییری كرده است؟ 
در گذشته مشتری‌ها عمدتاً شناخت دقیقی از نیازهای خود نداشتند. بنابراین از بین نرم‌افزارهای موجود در بازار  تقریباً به اولین موردی كه برخورد می‌كردند استفاده می‌كردند. در این حالت به دلایل مختلف خریدهای چند باره اتفاق می‌افتاد. دلایل این خریدها از تغییر مدیریت تا تغییر كاربر متغیر بود. در گذشته اكثراً بسته‌های نرم‌افزاری وجود داشت و مشتری باید خود را با محصول منطبق می‌كرد. ولی از طرف دیگر این بسته‌های نرم‌افزاری بهای ارزان و ناچیزی داشتند.  معمولا سیستم‌ها در یك نهاد، غیرمرتبط بودند و هركدام از سیستم‌های مالی، حقوق و دستمزد و دبیرخانه از شركت‌های مختلف خریداری می‌شدند و به صورت جزیره‌ای و مجزا از هم عمل می‌كردند. ارتباط بین این سیستم‌ها تقریباً سخت یا غیرممكن بود. در حال حاضر مشتریان ما از دانش بهتر و عمیق‌تری برخوردار هستند، اما از آن طرف هزینه پرداختی از سوی مشتری نیز افزایش یافته است و البته سیستم متناسب با نیازهای مشتری نوشته می‌شود. در گذشته یك نرم‌افزار طی مدت كوتاهی به اجرا در می‌آمد. ولی در حال حاضر گاهی اوقات پروسه سفارش تا اجرا ممكن است تا یك سال طول بكشد.  در این یك سال نیازهای مشتری تغییر می‌كند.

به خصوص با قوانینی كه در كشور متغیرند مانند مالیات بر درآمد یا تعرفه واردات كه ممكن است خط تولید یك كارخانه را متحول كند. نرم‌افزار سفارش مشتری در فضایی قادر به تولید است كه ثبات نسبی وجود داشته باشد.  اگر این ثبات وجود نداشته باشد نرم‌افزار در حین شكل‌گیری  و پیش از بكارگیری واقعی دچار تغییر و تحولاتی می‌شود كه باعث افزایش هزینه تولید می‌شود. به همین دلیل نرم‌افزارهای نافرجام در این زمینه بسیار مشاهده می‌شوند. مورد بعدی احساس نیاز مشتری نسبت به آخرین تولیدات روز است. البته به این دلیل كه در كشور قانون كپی‌رایت وجود ندارد و آخرین دستاوردها به شكل غیرمجاز، كپی شده و ارزان در اختیار همه قرار می‌گیرند؛ ما هنوز بر روی پلتفرم قبلی فعالیت می‌كنیم اما مشتری سیستم به روز را از شما درخواست می‌كند. مشكل دیگر این است كه مشتری قبل از اینكه به كار خود سیستم‌دهی كند، سراغ IT می‌رود. 

درگیری و چالش‌های بخش نرم‌افزاری در حوزه كار شما غالباً معطوف به چه حوزه‌ای است؟ 
اگر بخواهیم واقعاً به این پرسش بپردازم  باید برگردم به 3 ،4 سال پیش در انجمن شركت‌های انفورماتیك و سپس سازمان نظام‌صنفی رایانه‌ای استان كه ما مطالعاتی در این زمینه انجام دادیم و این چالش‌ها را به 6 گروه ذی‌نفع نرم‌افزاری تقسیم‌بندی كردیم. مشتریان، كارمندان شركت نرم‌افزاری، خود شركت‌ها، سهام داران شركت‌ها، شركت‌های همكار و جامعه. این 6 گروه با خود با چالش‌هایی روبه رو هستند یا چالش‌هایی پدید می‌آورند. به طور موردی به عنوان مثال در مورد مشتریان، عدم دانش كافی در مورد IT و IS یعنی سیستم خود مشتری چالش‌هایی را به دنبال دارد. فقدان مشاور و ناظر یكی دیگر از چالش‌ها است. هنوز مشتری دید لازم نسبت به خرید نرم‌افزار را ندارد و نمی‌داند به چه كسی رجوع كند یا برای مشاور اساساً جایگاهی قائل نیستند. در حال حاضر مشتری هنگامی تصمیم به خرید می‌گیرد نمی‌داند كه با چه شاخص‌هایی باید نرم‌افزار انتخاب كند. آیا باید به سراغ بسته نرم‌افزاری برود یا بسته به نیازهای او برنامه خاص بنویسد یا اساساً از خارج از كشور نرم‌افزار خریداری كند.

محور عمده سرعت عمل است كه مشتری به آن نیاز دارد. مشتری مایل است در اولین فرصت پس از سفارش، نرم‌افزار پیاده‌سازی شود و به اجرا درآید. اعتماد به مجری و چگونگی اعتماد نیز از بحث‌های زیرمجموعه چالش‌های مشتری است. چالش‌های مربوط به جامعه، در جامعه ما فرهنگ استفاده از IT وجود ندارد. حتی تا چند سال پیش كه دولت دوره ICDL گذاشت عموم جامعه با كامپیوتر كار نكرده بودند. اما این اتفاق در پایین‌ترین بخش ممكن از هرم اتفاق افتاده است. موضوع بعدی اخلاق اجتماعی IT است. این روزها مشتری‌ها به خود این اجازه را می‌دهند كه قفل نرم‌افزار را شكسته و به راحتی از آن استفاده كنند. مشكل بعدی عدم شفافیت در مناقصات است. به عبارت دیگر، زمانی كه در مناقصه‌ای شركت می‌كنیم حتی نتیجه مناقصه را به ما اعلام نمی‌كنند. در حالی كه در بسیاری از كشورها مقدار درآمد و مالیات شركت‌ها در اختیار شما قرار دارد. 

چه عواملی باعث می‌شود كه شركت‌های نرم‌افزاری كوچك نتوانند پروژه‌های بزرگ را در دست بگیرند؟
شركت‌های نرم‌افزاری معمولاً كوچك هستند، شركت‌های كوچك نمی‌توانند پروژه‌های بسیار بزرگ را به دست بگیرند. چون در تأمین منابع مالی به مشكل بر می‌خورند. مالكیت معنوی نرم‌افزار نیز مشكل‌آفرین است. چون در بسیاری از موارد ایده‌های یك نرم‌افزار یا خود نرم‌افزار به سرقت می‌رود. قوانینی برای كنسرسیوم و تجمع شركت‌ها وجود ندارد و ما می‌توانیم یك كار بزرگ را با همكاری چند شركت انجام دهیم ولی قوانینی برای این تجمع وجود ندارد. بعد از شركت‌ها، سهام داران قرار دارند كه محتاج سوددهی مناسب هستند تا در كاری سرمایه‌گذاری كنند. این در زمانی است كه شركت‌های نرم‌افزاری عمدتاً سوددهی آنچنانی ندارند. به خصوص كه IT در جامعه هنوز نقش حیاتی خود را به دست نیاورده است. به همین دلیل در ركود اقتصادی به عنوان اولین گزینه حذف می‌شود. گروه بعدی كارمندان شركت‌ها هستند. تأمین كارمندان، انتخاب، نگهداری، آموزش، به روز بودن، پرداخت حقوق مناسب و محیط كار مناسب. همه این موارد از مشكلاتی هستند كه در این زمینه وجود دارند. موضوع بعدی استانداردها هستند. استاندارد در تولید نرم‌افزار، استاندارد همكاری بین شركت‌ها، استاندارد قرار دادها كه البته در مورد آخر موضوعی به نام «نما تن» تدوین شده كه جای خالی این بخش را به خوبی پركرده است.

ولی هنوز به خوبی جا نیفتاده است. ما هنوز با مشتری هایی روبه رو هستیم كه نمی‌دانند چه می‌خواهند و دراین راه حاضر به پرداخت هزینه نیستند. بنابراین وقتی كار آغاز می‌شود مرتب با تغییر روبه رو هستیم. امكان سنجی دارای هزینه‌هایی است، زمانی كه مشتری این هزینه را پرداخت نكند یا باید خود شركت به این سمت برود كه این خود باعث كاهش سود می‌شود یا از آن صرف نظر كند كه هر دو طرف خسارت هایی می بینند. تغییر و تبدیل مدیریت در پروژه های بلند مدت مشكل آفرین است. بعضی از مدیران اعتقادی به IT ندارند.  بنابراین وقتی مدیری عوض می‌شود. ممكن است یك پروژه بزرگ تعطیل یا حذف شود. حركت بطئی پیشرفت پروژه ها  ـ  این مشكل از ناحیه شركت های تولید كننده است ـ و مورد دیگری كه در استان ها وجود دارد، معضل نگاه به پایتخت است، این نوع نگاه گاهی ناخودآگاه است. مانند فردی كه به دنبال خرید نرم‌افزار است. در مرحله بعدی از روی اجبار است. به این شكل كه وزارتخانه ای به زیر مجموعه خود دستور استفاده از همان نرم‌افزاری را می دهد كه خود استفاده می‌كند. البته این كار با مشكلاتی از جمله عدم پشتیبانی درست در شهرستان ها رو به رو می‌شود. البته با یك برنامه ریزی درست و پخش كار بین شركت های استان های مختلف با رویكرد به نرم‌افزار اصلی این مشكل مرتفع می‌شود. آخرین مشكل در این زمینه دیر با خبر شدن شركت های در استان از پروژه های ملی و بزرگ است. این پروژه ها در تهران مطرح و در تهران هم جمع می شوند. 

به عنوان آخرین پرسش، تصور می‌كنید نسل آینده بازار IT  ایران به دنبال تولید و تقاضای چه نوع نرم‌افزارهایی است؟
بازار IT بازار وسیعی است. علاوه بر این وسعت می‌تواند عمق زیادی هم پیدا كند. در طی 2 دهه گذشته بارها شاهد این رفت و برگشت‌ها به عمق صنعت نرم‌افزاری بوده‌ایم. به عنوان مثال در سال 80 اگر فردی به دنبال نرم‌افزار مالی بود، زیرمجموعه این نرم‌افزار، حسابداری و حقوق و دستمزد قرار داشت. ولی در طی زمان این نرم‌افزار حسابداری تبدیل به چند نرم‌افزار دیگر نیز شد. بازار امروز با تمام وسعتش قابل تعمیق است. در بانكداری حداكثر اتفاقی كه می‌توانستیم انتظار داشته باشیم این بود كه در یك شعبه بانك حساب آمد و رفت موجودی‌ها را داشته باشیم. به محض اینكه زیرساخت‌های بهتری ایجاد شد به یك سیستم جامع كشوری ارتقا پیدا كردیم. ما نمی‌توانیم بازار آینده را از نظر تقاضا پیش‌بینی كنیم.  در مورد بخش وسط هرم كه تولیدكننده و مصرف‌كننده متوسط وجود دارد نرم‌افزار به سمت ERP در حال حركت است. اگر پای رقبای خارجی باز نشود بازار خوبی برای داخل به وجود می‌آید و از این نظر بر رقبای خارجی تاكید می‌كنم كه تولیدكننده داخلی با تیراژمحدود می‌تواند وارد بازار شود ولی رقبای خارجی با تیراژ بالا و در نهایت قیمت تمام شده پایین وارد بازار می‌شوند. البته با همه این پیشرفته ها احتیاج به زیرساخت‌های ملی داریم. به عنوان مثال برای اینكه IT  خوبی داشته باشیم احتیاج به مسیرهای ارتباطی و انتقال دیتای خوب داریم.